تبليغاتX
مـــــــــد يــــــــــر ســـــــــــرا
روز بزرگي براي شما فرا رسيده است و به سمت مديريت منصوب شده‌ايد. فرقي نمي‌کند که اولين تجربه مديريتي شما باشد يا اينکه سابقه مديريتي داشته باشيد. 30 روز اول بسيار مهم است چرا که برداشت‌هايي که از شما خواهد شد و برداشت‌هايي که شما از شغل و محيط و مسووليت‌هاي جديد خواهيد داشت عمدتاً براساس تجربيات 30 روز اول خواهند بود
- نظر کارکنانتان نسبت به شما چه خواهد بود؟
- آيا از نظر آنها شما مدير قابل اعتمادي هستيد؟
- آيا شما فردي با کارايي فوق العاده بالا خواهيد بود؟
- نظر رئيس تان راجع به شما چه خواهد بود؟

قبل از اينکه شروع به کار کنيد
1- يک نسخه کپي از شرح وظايف خودتان و کارکنان جديدتان تهيه و مطالعه کنيد.
2- شماره تلفن مدير قبلي را بگيريد و در مورد نقاط ضعف و قوت تيم و سازمانتان صحبت کنيد.
3- از هر کجا که مي توانيد اطلاعاتي در مورد اهداف، رقبا و ارزش هاي سازمان به دست آوريد.
4- يک دفترچه يادداشت مخصوص تهيه کنيد. پس از شروع کار بايد مشاهدات خود را هر روز (حداقل روزي دو، سه پاراگراف) به مدت 30 روز يادداشت کنيد. مي توانيد در کامپيوتر خود هم فايلي براي اين منظور در نظر گرفته و مطالب را تايپ و ذخيره کنيد.

*در 72 ساعت اول
1) قرار ملاقاتي با رئيس جديدتان بگذاريد. از او بپرسيد انتظاراتش از شما و تيم‌تان چيست. از او بخواهيد دو يا سه هدفي را که با دستيابي به آنها در سازمان متمايز خواهيد شد، بگويد.
2) در بخش خود قدم بزنيد و با تک تک کارکنانتان به معارفه و گفت‌وگوهاي دوستانه بپردازد. به آنها بگوييد علاقه‌منديد نظرشان را در مورد وضعيت کارها بدانيد و اينکه مي‌خواهيد ظرف دو هفته آينده يک جلسه خصوصي با آنها داشته باشيد.
ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
کسب و کارهای کوچک بدلیل ماهیتشان نمی توانند از روشهای پر هزینه تبلیغاتی برای معرفی خود و محصولاتشان استفاده نمایند. براي بازاریابی این کسب و کارها بایستی بدنبال روشهای کم هزینه تر باشند. در زير سعی شده است که روشهای کم هزینه که الزاما الکترونیکی نیستند ، معرفی شوند.
شما می توانید مشابه این روشها را برای بازاریابی الکترونیکی هم مورد استفاده قراردهید.
1- بهترین آگهی های خود را بصورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان خود در بازار هدف خود ارسال کنید:
مشتریان کارتهائی را می خوانند که کوتاه و خلاصه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می تواند بازدیدکنندگان زیادی را به وب سایت شما بیاورد و این خود می تواند باعث افزایش فروش شما شود. هزینه اینکار معمولا زیاد نیست.
2- یک روش بازاریابی معمولا برای همیشه برای همه کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روشهای بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روشها خلاق باشید :
مشتریان شما اگر متن آگهی شما عوض نشود خسته می شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شد. بازاریابی می تواند مفرح باشد بنابراین از مزیتهای استفاده از روشهای متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان باارزش خود استفاده کنید. اما در انتخاب روشهای بازاریابی خود دقت کنید. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روشهای متنوع استفاده کنید. همیشه نظر مشتریان خود را در مورد روشهائی که بکار برده اید جویا شوید این نظریات می توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کند.
3- کمک به مشتریان برای یافتن محصولات و حدمات مناسب :
اگر می خواهید برای مشتری خود بروشور معرفی محصولات را بفرستید، می توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را که فکر می کنید برای مشتری شما مفید است را هم بفرستید. اینکار می تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید می توانید قبل از اینکار با تولید کننده آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلا درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.
4- جواب تلفنهای خود را متفاوت بدهید


ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
اولین نکته در مورد روش های غلط مدیریت اینست که یک مدیر وقتی کارکنان، خوب کار می کنند، اصلا به آنها توجه نمی کنند، ولی در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضا تنبیه می کنند. و در ادامه باید گفت:
▪ مدیران ناکارآمد، واقعیت ها را برای کارکنان بازگو نمی کنند. آنها در حالیکه اخبار خوشایند را بزک کرده و به شکل بزرگنمایی شده به کارکنان خود نشان می دهند، سعی می کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان کنند.
▪ ارزیابی عملکرد افراد را عموما براساس عملکرد انفرادی آنان محاسبه می کنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.
▪ با افراد باکارکرد ناچیز و کارکرد برجسته، یکسان برخورد می کنند. این برخورد باعث می شود کارکنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و کارکنانی با موقعیت دوم، همیشه بی انگیزه باشند .
▪ با اجرای سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن می ز نند.              
▪ کارهای کوچک را به آدم های بزرگ و شایسته و کارهای بزرگ را به آدمهای نالایق می سپارند.
▪ با دیکته کردن قدم به قدم فعالیت ها، ابتکار عمل و خلاقیت را از کارکنان شان سلب می کنند.
▪ با عدم انعطاف پذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت وجسارت در نظریات و بیان عقاید را از کارکنان سلب می کنند.
▪ به دلیل عدم تشخیص فرصت ها و تهدیدها، از انجام به موقع و حرکت های توام با ریسک معذور است.
▪ نداشتن برنامه ریزی استراتژیک و چشم اندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشکلات می شود

 
منبع :http://www.k1marz.blogfa.com/

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
آزمونی جالب که هم شخصیت شما را می‌گوید هم بیماری شما را پیش‌بینی می‌کند!

آزمونی برای تعیین تیپ شخصیت شما
انواع و اقسام پرسشنامه‌های شخصیتی معتبر وجود دارند که می‌توانند ته‌وتوی شخصیت شما را بریزند روی کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان یاری دهند. اما جالبی پرسشنامه‌ زیر به این است که علاوه بر رو کردن برخی ویژگی‌های شخصیتی‌ شما، می‌تواند پیش‌بینی کند که آیا شما مستعد بیماری‌های قلبی هستید یا نه! چرا؟ اول تست را بزنید؛ تا بعد!
کافی است در مقابل هر یک از 25 عبارتی که در زیر می‌خوانید، موافقت یا مخالفت خودتان را با «بله/خیر» مشخص کنید. تا جایی که می‌توانید، از «نمی‌دانم» اجتناب کنید. ناسلامتی شما می‌خواهید شخصیت خودتان را بشناسید!

1. آیا در مکالمات روزمره‌ی خود روی برخی کلمات تاکید می‌کنید؟
بلی خیر نمی‌دانم
2. آیا سریع غذا می‌خورید و سریع حرف می‌زنید؟
بلی خیر نمی‌دانم

3. به نظر شما باید به کودکان آموزش داد تا همیشه بهترین باشند؟
بلی خیر نمی‌دانم
4. آیا وقتی کسی کند و آهسته کار می کند، بی‌حوصلگی نشان می‌دهید؟
بلی خیر نمی‌دانم


ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |

"تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند "

گراهام بل

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرینی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره‌ای هفت رقمی. مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.
پسرک پرسید،” خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌ها را به من بسپارید؟” زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می‌دهد.”
پسرک گفت:”خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می‌گیرد انجام خواهم داد”. زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،” خانم، من پیاده‌رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می‌کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.” مجددا زن پاسخش منفی بود”.
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: “پسر…از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر این‌که روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم”
پسر جوان جواب داد،” نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می‌سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می‌کنه

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
سالک بیشتر به منبع واقعی خویشتن خویش، و  اینکه کیست؟ علاقه مند است: (( من کی هستم؟)) این بنیادی ترین پرسش عرفانی است-نه خداوند نه بهشت نه جهنم بلکه ((من کی هستم؟))

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
شيطان به حضور حضرت موسي امد و گفت :آيا مي خواهي به تو هزار و سه پند بياموزم .
موسي گفت:انچه تو ميداني من بيشتر ميدانم و نيازي به پند تو ندارم .
در همين حال جبرئيل وارد شد و عرض كرد :اي موسي خداوند مي فرماييد هزار پند او فريب است اما سه پند او را بشنو موسي هم به شيطان گفت : سه پند از هزار و سه پندت را بگو .
شيطان گفت:
يك: چنانچه در خاطرت انجام دادن كار نيكي را گذراندي  براي انجام آن شتاب كن وگرنه تو را پشيمان مي كنم.
دو:اگر با زنان بيگانه و نامحرم نشستي غافل  از من مباش كه تو را به گمراهي وادار ميكنم .
 سه:چون خشم و غضب بر تو مستولي شد جاي خود را عوض كن وگرنه فتنه به پا مي كنم

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |


زندگي را دور بزن و ان گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
زندگی فرآیند ساختن است آنچه امروز انجام می‌دهید برآنچه فردا خواهید داشت تاثیر می‌گذارد,‌ زندگی در یک محوطه بسته بیست‌و چهار ساعته اتفاق نمی‌افتد. نتیجه فردا ثمره تلاش امروز است . ترک یک عادت ناشایست,‌ گذراندن ساعتی در کنار خانواده , تعیین اهداف ,‌پس‌انداز پول یا خرج کردن آن , ورزش کردن ,‌وسعت بخشیدن به دامنه ذهن و هر تصمیم دیگری که امروز می‌گیرید بر فردای شما تاثیر خواهد گذاشت.
خیلی‌ها غافل از آن هستند که مهم آن چیزی‌ست که امروز انجام می‌دهیم شما می‌توانید چند صباحی را کج‌دار و مریز و بی‌خیال بگریزید, اما دیر یا زود باید حساب پس بدهید. می‌توانید صورت‌حساب‌ها را نپردازید, سرکارنروید و مشکلاتتان را به دوش این و آن بیندازید , اما فقط یکی دو ماه , و بعد یک روز دیوارها فرومی‌ریزند و شما هاج و واج و حیران می‌مانید که چرا دیگر کار برایتان جالب نیست , چرا پولی در بانک ندارید و چرا هیچ‌کس دیگر مثل گذشته صمیمی نیست . آنوقت زندگی به یادتان می‌آورد که اینها پیامدهای همان روزهای بی‌خیالی است.
هرجا که هستید همان‌جا نقطه آغاز است, تلاش بیشتر امروز, سازنده فردای متفاوت شماست.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
قطعا شما را به چیزى از[ قبیل ]ترس و گرسنگى ، و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى آزماییم ، و مژده ده شکیبایان را:155-[همان ]کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد، مى گویند> :ما از آن خدا هستیم ، و به سوى او باز مى گردیم.156

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
اشخاص عادي؛ با تجربه اول شکسن؛ دست از تلاش بر مي دارند. به همين دليل است که در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يک اديسون روبرو هستيم. اما اگر واقع بين باشيم مي بينيم که اديسون هم یک شخص عادي بود و با تلاش و درک مفهوم واقعي شکست و تجربه توانست خود را اديسون کند.پس مي توان به غير از غم يک شکست خوردن دعاي تشکر کسب يک تجربه را به جا آورد.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |


به خاطر داشته باش که زندگی نوسانی است بین شب و روز تابستان و زمستان. این نوسانی دائمی است.هرگز هیچ کجا از حرکت نایست ! در جنبش باش ! و هر قدر این نوسان بزرگتر باشد تجربه ات ژرفتر خواهد بود

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
قانون1: قبل از آن كه خسته شويد
استراحت كنيد.
قانون 2: ياد بگيريد سركار كه هستيد
استراحت كنيد.
قانون 3: اگر خانه‌دار هستيد، سلامتي وظاهرتان را با استراحت در منزل حفظ كنيد.
قانون 4: اين چهار عادت خوب را در خود
ايجاد كنيد:
الف) ميز خود را از همه كاغذهاي اضافي و چيزهايي كه به كار آني شما ربط ندارند،
خالي كنيد.
ب) كارها را به ترتيب اهميتشان انجام دهيد.
ج) موقعي كه با مسئله‌اي روبه‌رو مي‌شويد، اگر واقعيت‌هاي ضروري در دسترستان هستد همان لحظه و همه جا، تصميم‌ بگيريد.


ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |


خواهي که شود دل تو چون آئينه
ده چيز برون کن از درون سينه

کبروحسدوظلم و حرام وغيبت
بخل وطمع وحرص و رياو کينه

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |


1-نقطه شروع همه موفقيتها هدف و اشتياق است.
2-به هرمانعي به حکم يک فرصت براي موفقيت نگاه کنيد.
3-کليد موفقيت در اعتماد به نفس است.
4-يکي از رموز موفقيت سحر خيزيست.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
شما را وصيت مي کنم به ترس از خدا در نهان و عيان
و اندک خوردن و اندک خفتن و اندک گفتن و
کناره گرفتن از جرم و جريت­ها و مواظبت بر روزه
و نماز برپا داشتن و فرونهادن هواهاي شيطاني
و خواهش­هاي نفساني و شکيبايي بردرشتي مردمان
و دوري گزيدن از همنشيني با احمقان و نابخردان و سنگدلان
و پرداختن به همنشيني با نيکان و بزرگواران همانا بهترين
مردم کسي است که براي مردم مفيد باشد و بهترين گفتار کوتاه
و گزيده است و ستايش از آن خداوند يگانه است

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
چند نوجوان در جنگلي بازي ميکردند، که به ريل آهن قديمي و متروکي رسيدند که از ميان درختان عبور ميکرد. يکي از پسرها روي ريل پريد و سعي کرد روي آن راه برود. پس از برداشتن چند قدم ،تعادلش را از دست داد. بلافاصله يکي ديگر از پسرها سعي کرد همان کار را بکند ؛او نيز به زمين افتاد و ديگران خنديدند.
پسري که افتاده بود با عصبانيت به ديگران گفت«شرط ميبندم نميتوانيد بهتر از من راه برويد »پسرها يکي پس از ديگري سعي خود را کردند اما همگي افتادند حتي ورزشکار گروه نتوانست بيش از ده قدم بردارد. آن هم به سختي
دو تن از پسرها با هم پچ پچ کردند، يکي از آنها به ديگران گفت:من ميتوانم تمام مسير را روي ريل قدم بزنم او هم ميتواند(سپس به پسري که با او در گوشي صحبت کرده بود، اشاره کرد)
يکي از پسرها که در تلاش خود شکست خورده بود، گفت « نه،نميتوانيد» پسر مدعي پاسخ داد : «با شما سر يک کيک بزرگ شرط مي بندم!» همه پذيرفتند. سپس هر يک از پسرها بر روي بک ريل ايستادند و در حالي که تعادل خود را حفظ ميکردند دستهاي يکديگر را در دست گرفتند و تمام مسافت را با احتياط پيمودند. هر يک از آنها به عنوان يک فرد نتوانست از عهده اين کار بر آيد؛ اما با همکاري ، به آساني برنده شدند....

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
(اگر ميخواهيد براحتي با ديگران کار کنيد و يک بازيکن تيمي خوب باشيد، بايد خودتان را با تيمتان هماهنگ کنيد)
افراد قابل انعطاف.......
1- آموزش پذيرند: افراد انعطاف پذير ،هميشه بيشترين اولويت را به گام گذاردن در عرصه اي جديد ميدهند . آنها بسيار آموزش پذيرند. از طرف ديگر ، افراد آموزش      ناپذير ، با تغييرات به دشواري روبرو ميشوند؛ زيرا انعطاف پذير نيستند !!
2-از نظر احساسي امنيت دارند :افرادي که از نظر احساسي ايمن نيستند هر موضوعي را بصورت يک چالش يا تهديد ميبينند. افراد ايمن به علت تغييرات ،عصبي نميشوندآنا مسئوليت خود را در قبال آن تعيين ميکنند.
3-خلاق هستند :آنان هميشه در شرايط دشوار راه را پيدا ميکنند. آنها موافق آزمايش تز هستند‌.
4- ذهن خدمتگذار دارند : يک جمله جالب توجه خودمو هم جلب کرد که استاد دانشگاه هوراس مان نظر جالبي داره: اگر براي ديگران کاري نکنيم ، خودمان هيچ کاري نميکنيم . اگر هدف شما خدمت به تيم است ، هماهنگ شدن براي انجام اين هدف دشوار نيست.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
سرخپوست پيري مي گفت: " مرگ، هميشه پشت سرت هست، يك متري به عقب، سمت چپ ... هميشه دنبالت مياد
فاصله شو حفظ مي كنه، اما ... هر آن ممكنه دست دراز كنه و شونه ات رو لمس كنه."
همون پير جاي ديگه اي مي گفت:
" هر كاري كه مي كني فكر كن آخرين عملت هست، آخرين نبردت روي زمين ... آخرين يادگاري ! "
همه شور زندگي ام اما ...
انگشتاي مرگ رو كه تا شونه ام چند بندي فاصله نداره، دمادم حس مي كنم
مي انديشم كاري كه تو اون لحظه مي كنم، شايد آخرين باشه ...
آخرين نبردم روي زمين ... آخرين كلام ... آخرين يادگاري!
اما...
واژه از پسِ واژه مياد و نبرد، پسِ نبرد ميره
و آفتاب ميشه و غروب مياد و روزي ديگه و نبردي ديگه و كلامي ديگه
...
همينه كه بدعادت ميشم
...
هرشب كه پلك مي بندم، خيالم تخته كه سحر، دوباره پلك باز مي كنم
خاطر جمعم كه فردا خورشيد سرجاشه و جهان مي چرخه و دوستان هستن و زمان سخاوتمنده!
زمان اما...
ميگذره ... خسيس ميشه ... كم مياد !
و ما مي مونيم و كارهاي نكرده، واژه هاي ننوشته، حرفهاي نگفته، لبخندهاي نشكفته
زندگي ، چرخه ي بي انتهاي تولد و مرگه


ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
پرده، اندكي كنار رفت و هزار راز روي زمين ريخت.
رازي به اسم درخت، رازي به اسم پرنده، رازي به اسم انسان.
رازي به اسم هر چه كه مي داني. و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد.
و آدمي اين سوي پرده ماند با بهتي عظيم به نام زندگي، كه هر سنگ ريزه اش به رازي آغشته بود و از هر لحظه اي رازي مي چكيد.
در اين سوي رازناك پرده، آدميان سه دسته شدند.
گروهي گفتند: هرگز رازي نبوده، هرگز رازي نيست و رازها را ناديده انگاشتند و پشت به راز و زندگي زيستند. خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت.
و گروهي ديگر گفتند: رازي هست، اما عقل و توان نيز هست. ما رازها را مي گشاييم. و مغرورانه رفتند تا گره راز و زندگي را بگشايند. خدا گفت: توفيق با شما باد، به پاس تلاشتان پاداش خواهيد گرفت. اما بترسيد كه در گشودن همان راز نخستين وابمانيد.
و گروه سوم اما، سرمايه اي جز حيرت نداشتند و گفتند: در پس هر راز، رازي است و در دل هر راز، رازي. جهان راز است و تو رازي و ما راز. تو بگو كه چه بايد كرد و چگونه بايد رفت.
خدا گفت: نام شما را مومن مي گذارم، خود، شما را راه خواهم برد. دستتان را به من بدهيد. آنها دستشان را به خدا دادند و خدا آنان را از لابلاي رازها عبور داد و در هرعبور رازي گشوده شد.
و روزي فرشته اي در دفتر خود نوشت: زندگي به پايان رسيد. و نام گروه نخست از دفتر آدميان خط خورد، گروه دوم در گشودن راز اولين واماند و تنها آنان كه دست در دست خدا دادند از هستي رازناك به سلامت گذشتند.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
کاري که هم اکنون ميتوانيد انجام دهيد.........
1- از خود تعريفي براي خوشبختي به دست بياوريد. چه کارها و کدام است که از آن بيشتر لذت ميبريد؟
2- به سراغ يکي از اشخاص مهم در حرفه و کار خود برويد و از او بخواهيد به شما توصيه ها و کمک هايي بکند که موفق تر گرديد.
3- خوشايندترين خاطرات زندگي خود را انتخاب کنيد و بعد به عقب برگرديد و ببينيد که چه کرديد که اين حادثه خوشايند اتفاق افتاد ؟؟
4- دست به کاري بزنيد که بلافاصله بتواند امکان دستيابي شما به هدف هايتان را افزايش دهد.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو" اثر "آنتوان دوسنت اگزوپري" را مي شناسند. اين داستان از معروف‌ترين داستان‌هاي کودکان و سومين داستان پرفروش قرن بيستم در جهان است.
در اين داستان اگزوپري به شيوه‌اي سورئاليستي و به بياني فلسفه اي به دوست داشتن و عشق و هستي مي‌پردازد. طي اين داستان اگزوپري از ديدگاه يک کودک پرسش‌گر سوالات بسياري را از آدم ها و کارهاي آنان مطرح مي کند. اين اثر به 150 زبان مختلف ترجمه شده‌ است و مجموع فروش آن به زبان‌هاي مختلف از هشتاد ميليون نسخه گذشته است، اما شايد همه ندانند كه نويسنده ي داستان يك خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد و كشته شد.
قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد. او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه اي به نام "لبخند" گرد آوري كرده است. در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند، او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :"مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم."جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم گفتم شايد از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را بازرسي كرده بودند در رفته باشد خوشبختانه يكي پيدا كردم و با دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم. از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم. او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود.
فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟" به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزديكتر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد... ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت و به او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت.
سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد. مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود. پرسيد: "بچه داري؟" با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم و عكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم :"آره ايناهاش" او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد.


ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
اگر می خواهید جوانی خودتان را حفظ کنید این شش نوع غذا را فراموش نکنید:روغن زيتون،ماست،ماهي،شكلات، آجيل و توت سياه!
1- روغن زيتون: چهار دهه پيش نتيجه مطالعات محققان 7 كشور به اين نتيجه دست يافت كه چربي هاي اشباع نشده تك ظرفيتي در زيتون به طور بارزي باعث كاهش سرعت ابتلا به بيماريهاي قلبي و سرطان مي شود. اكنون ما ميدانيم كه روغن زيتون داراي پلي فنول ها و آنتي اكسيدانهاي قوي مي باشد كه مانع ابتلا به بيماريهاي مرتبط با سن فرد  مي شود.
2- ماست: در دهه 1970 شايع شد  كه تعداد افراد بالاي صد سال در كشور جورجيا بيشتر از ساير كشورها است و گزارشات آن زمان اعلام كرد كه علت اين امر يعني طول عمر زياد خوردن ماست است . غذايي كه در تمام رژيم هاي غذايي مردم جورجيا وجود دارد. در حاليكه به طور مستقيم قدرت معجزه آساي ماست هنوز ثابت نشده بود. ماست منبع غني از كلسيم است كه مانع ابتلا به استئو پروسيز مي شود و كمك موثري در حفظ سلامت دستگاه گوارش است و خطر ابتلا به بيماريهاي گوارشي مرتبط با سن را كاهش مي دهد.
3- ماهي: سي سال پيش محققان شروع به مطالعه در مورد علت عدم ابتلاي بوميان آلاسكا به بيماريهاي قلبي كردند


ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
ما به مردها گفتيم: چرا ما بايد هميشه منزوي باشيم ؟ مي خواهيم مثل شما باشيم.
مردها هـــم گفتند: حالا كه اين قدر اصرار مي كنيد، قبول ! و ما نفهميديم چه شد كه مردها ناگهان اين قدر مهربان شدند.
وقتي به خودمان آمديم، عين آنها شده بوديم. كيف چرمي يا سامسونت داشتيم و اوراقي كه بايد به آنها رسيدگي مي كرديم و دسته چك و حساب كتاب هايي كه مهم بودند.
با رئيس دعوايمان مي شد و اخم و تَخم اش را مي آورديم خانه سر بچه ها خالي مي كرديم. ماشين ما هم خراب مي شد، قسط وام هاي ما هم دير مي شد. ديگر با هم مو نمي زديم. آن ها به وعده شان عمل كرده بودند و به ما خوشبختي هاي بي پايان يك مرد را بخشيده بودند. همه ي كارهايمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خداي من! سلاح نفيس اجدادي كه نسل به نسل به ما رسيده بود، در جيب هايمان نبود. شمشير دسته طلا؟ تپانچه ي ماشه نقره اي؟ چاقوي غلاف فلزي؟ نه! ما پنبه اي كه با آن سر مردها را مي بريديم، را گم كرده بوديم. همان ارثيه اي كه هر مادري به دخترش مي داد و خيالش جمع بود تا اين هست، سر مردش سوار است و مردش نمي تواند به اور زور بگويد.
آن گلوله ي اليافي لطيفي كه قديمي ها به آن مي گفتند عشق، يك جايي توي راه از دستمان افتاده بود. يا اگر به تئوري توطئه معتقد باشيم، مردها با سياست درهاي باز نابودش كرده بودند.
حالا ما و مردها روبه روي هم بوديم. در دوئلي ناجوانمردانه و مهارتي كه با آن مردهاي تنومند را به زانو درمي آورديم، در عضله هاي روحمان جاري نبود.
سال ها بود حسودي شان مي شد. چشم نداشتند ببينند فقط ما مي توانيم با ذوقي كودكانه به چيزهاي كوچك عشق بورزيم. فقط و فقط ما بوديم كه بلد بوديم در معامله اي كه پاياپاي نبود، شركت كنيم. مي توانستيم بدهيم و نگيريم. ببخشيم و از خودِ بخشيدن كيف كنيم. بي حساب و كتاب دوست بداريم. در هستي، عناصر ريزي بودند كه مردها با چشم مسلح هم نمي ديدند و ما مي ديديم.


ادامه مطلب
ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
هر تغيير مهمي در زندگي شما روي ديگران هم تاثير ميگذارد . اگر ميخواهيد به هدفهاي بزرگ برسيد ، به همکاري بسياري از اشخاص ديگر احتياج داريد . اغلب اوقات ، مسير زندگي شما با شنيدن يک نقطه نظر ، يک توصيه و راهنمايي و يا يک اقدام و عمل از سوي يک شخص ديگر تغيير ميکند . هر چه روابط خوب بيشتري داشته باشيد ، هر چه اشخاص مفيد و ياري رسان بيشتري را بشناسيد ، درهاي موفقيت بيشتري به رويتان گشوده ميشود.
 به توصيه ها و حرفهاي آنان هميشه به خوبي گوش فرا دهيد چرا که نکات مورد نظر آنها بسياري از اوقات راهگشا خواهد بود.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
مشارکت چيزي بيش از همکاري است. همکاري يعني کار توافقي با يکديگر . مشارکت کار کردن خلاقانه با يکديگر است. هر کسي چيزي سر ميز مي آورد که به روابط و همسويي تيم ارزش بيشتري مي دهد.
ارزش کار تيمي همراه با مشارکت ، به مراتب بيش از کار انفرادي اعضاست
براي تبديل شدن به عضو ياور در تيم بايد توجه خود را به 4 زمينه معطوف کنيد:
1- اعضاي تيم را به عنوان ياوران خود ببينيد ، نه رقباي خود:
براي اعضاي تيم، کامل کردن يکديگر مهمتر از رقابت با هم است
2- نسبت به هم تيمي هاي خود حامي باشيد، نه بدبين :
اگر به مردم اعتماد کنيد ،بهتر ميتوانيد با آنها کنار بياييد. و اگر با آنها خوب برخورد کنيد، به احتمال قوي با هم روابطي مبتني بر تشريک مساعي خواهيد داشت
3-تمام توجه تان به تيم باشد نه خودتان:
پيشرفت واقعي در هر عرصه اي يک جريان مداوم است ، نه يک رويداد ساده و مجزا
4- با افزايش نيرو موفقيت ها را خلق کنيد:
انديشه کنيد چگونه ايد؟ و با هم تيمي هاي خود صحبت کنيد

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
داستاني درباره آفريقاي شرقي وجود دارد که به اين نکته اشاره مي کند . هر روز صبح در دشتهاي سرنگتي آفريقا ، غزالي چشم از خواب ميگشايد . غزال ميداند در روزي که در پيش دارد اگر مي خواهد زنده بماند ، بايد از سريعترين شير جنگل سريعتر بدود . همچنين هر روز صبح در دشتهاي سرنگتي ، شيري چشم از خواب باز ميکند . او هم ميداند براي اين که زنده بماند ، بايد از کندترين غزال دشت سريعتر بدود .

نتيجه اخلاقي اين حکايت آن است که خواه شما خود را غزال يا يک شير تصور کنيد ، وقتي خورشيد طلوع کرد بهتر است که در حال دويدن باشيد

(به نقل از کتاب برايان تريسي)

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
نکاتي که هر عضو تيم بايد در رابطه با کار و تعهد بداند :
1- افراد متعهد در هنگامه بحران کشف ميشوند
2- متعهد بودن ، ارتباطي به توانايي يا استعداد ندارد
داستان :
تعهد حقيقي را چگونه تعريف ميکنيد؟ اجازه دهيد برايتان تعريف کنم که هرنان کورتز چگونه آنرا تعريف کرد.
در سال 1519 ، ولاسکوئز کورتز با پشتيباني فرماندار کوبا به مکزيک رفت تا براي اسپانيا ثروت و براي خود شهرت کسب کند . اگر چه او بيش از 43 سال نداشت ، اما اين کاپيتان اسپانيايي در تمام طول عمرش خود را براي چنين سفري آماده کرده بود.
اما سربازان تحت فرمان او ، به اندازه خودش متعهد و وفادار نبودند . پس از رسيدن به خشکي گفت و گويي مبني بر شورش و نا فرماني و بازگشت با کشتي هاي او ، ميان سربازان در گرفت . راه حل چه بود؟
او کشتي ها را آتش زد
تا چه حد خودتان را وقف تيمتان کرده ايد؟ آيا کاملا متعهد هستيد؟ يا اگر کارها بر وفق مراد نبود٬ از تيم خارج ميشويد؟ اگر چنين باشد ، شايد لازم باشد تا يکي دوتا از کشتي ها را آتش بزنيد . به خاطر داشته باشيد ، قهرمان دودل يا مردد وجود ندارد.
 هيچ کس از اينکه تمام تلاشش را کرده ، تاسف نخواهد خورد

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |
دليل اصلي موفقيت هاي ضعيف و يا شکست و ناکامي ، ابهام و سر در گمي درباره هدف است . شکست زماني سر وقت شما مي آيد که نتوانيد به خوبي و با توانمندي درباره خواسته خود تصميم بگيريد . ندانيد که هدفتان چيست و چگونه مي خواهيد به آن دست پيدا کنيد.

ارائه شده توسط اسلامي | لینک ثابت |