در کتاب تاريخ گزيده درباره اين خاتون چنين آمده است: «منکوحهاش سيده، بر
ملک مستولي شد. هيچکس را از ارکان دولت زهره نبودي که بي اذن او در کم و
بيش کاري مدخل کردن تا به مرتبهاي که کفن فخرالدوله قرض کردند و دست به
خزانه نيارستند بردن.»
مهر: سلطان محمود غزنوی با تمام جاه و شوکت و خشم
و غضبی که در تاریخ حکومتش داشت، نتوانست یک نفر را مطیع خود کند؛ زنی به
نام سیده ملک خاتون که اولین زن حاکم ایران در دوره اسلامی لقب گرفته است و
حالا اگر نشانی از او بخواهید، به جز کتاب های تاریخی می توانید سراغش را
در جنوب تهران در یکی از محله های قدیمی خیابان خاوران بگیرید. جایی که
حالا به نام «امامزاده سیده ملک خاتون» و به عنوان یکی از نوادگان حضرت
موسی بن جعفر(ع) شناخته می شود.
سیده ملک خاتون حاکم ری بود که
سلطان محمود غزنوي در نامه ای به او نوشت: «بايد که خطبه بر من کني و زر به
نام من زني و خراج بپذيري و اگر نه من بيايم و ري بستانم تو را نيست
گردانم...» سلطان محمود که در آن روزها فتوحات بسیاری در خراسان و هند و
غزنه داشت، توسعه طلبیهایش را تا ری هم ادامه داده و از سیده خاتون
خواسته بود تا مطیع او شود اما ملک خاتون که با چنگ و دندان حکومتش را حفظ
کرده بود، در جواب سلطان نوشت:
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
جهانی که ما خودمان را در آن یافتهایم، هرچند ممکن است در ظاهر گاهی اوقات
مغشوش و درهمریخته به نظر برسد، اما بر پایۀ نظمی دقیق و خللناپذیر
اداره میشود. در این دنیا، یکی از قوانین کلیدی، قانون «علت و معلول» است.
یعنی برای پدیدار شدن هر نتیجهای، باید مقدماتی وجود داشته باشد.
بنابراین اگر انتظار داشته باشیم با نشستن در خانه و پا روی پا انداختن و
هیچ کاری و اقدامی نکردن، در برابرمان پول ظاهر شود، راه به خطا بردهایم.
باید از خودمان بپرسیم: «این مقدار پول برای چه باید به من برسد؟» اگر در
سمینار و یا کارگاه «شاد باشید و ثروتمند شوید» شرکت کرده باشید، میدانید
که پول یک «نشانه» است؛ نشانۀ ارزشی که شما در جهان ایجاد کردهاید.
اما
گفتن «من خودم را دوست دارم» چه کمکی به پولدارتر شدن شما میکند؟ پاسخ،
ساده و روشن است: وقتی شما خودتان را دوست دارید، به نفع خودتان کار
میکنید؛ بنابراین فرصتها را میبینید و برای استفادۀ درست از فرصتها،
اقدام میکنید. میدانیم که همه چیز از «فکر» آغاز میشود. «فکر» ما تبدیل
به «احساس» میشود و احساس در ما موجب بروز یک «رفتار» میشود و این رفتار
ما را به «نتیجه» میرساند. (برای آگاهی بیشتر در این باره، میتوانید به
سمینار «چرا چشمها را باید شست؟» مراجعه کنید.) بنابراین اگر فکر «من خودم
را دوست دارم» در من جا بیفتد، آنوقت «نتیجه»های این فکر هم چیزهایی
خواهد بود که من دوستشان دارم و خودِ آن نتیجههای دوستداشتنی، بیشتر از
پیش کمک میکنند تا من باز هم خودم را بیشتر دوست داشته باشم!
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
کتاب رهبری هوشمند(Intelligent Leadership) را میتوان یکی از برترین
کتابهای منتشر شده در سال 2013 در حوزهی رهبری و مدیریت کسب و کار دانست.
این کتاب از حیث کاربردی بودن با درونمایههای کتاب ارزندهی«7 عادت مردمان
موثّر» اثر استفان کاوی و نیز کتاب «قدرت نامتناهی» به قلم تونی رابینز
قابل مقایسه است. جان مَتون، به تازگی کتاب رهبری هوشمند را در 256 صفحه به
بازار عرضه کرده است. ساختار کتاب به گونهای است که مهارت، و اشتیاق لازم
برای دست یافتن به دانش رهبری سازمانی را در ما بوجود میآورد و موجب
ارتقای هوش بهر رهبری در درون افراد میشود. اثربخشی مضاعف، تفکر راهبردی و
منعطف، تمرکز عملیاتی، و توازن از دیگر دست آورهای دانشی این کتاب برای
اهالی کسب و کار است.
کتاب رهبری هوشمند مبتنی بر کند و کاو پیرامون سه
ابزار تازه و منحصر به فرد در رهبری کسب و کار در محیط به شدت متلاطم و فرا
رقابتی حاضر است: چرخه موفقیت رهبری سازمانی، نقشه بلوغ و پختگی رهبری
سازمانی و مدل اناگرام (مدل 9 وجهی) رهبری سازمانی.
رهبری کسب و کار
رویکرد
کلی این کتاب مبتنی بر بهبود قابلیتهای کلیدی و تاکتیکی(از قبیل فن
مذاکره و تعامل، تفکر راهبردی و انتقادی، تصمیمگیری، رهبری تیم و
استعدادها) و تلفیق این قابلیتها با ویژگیهای ذاتی مثل ارزشها، شخصیت، و
باورهای افراد است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
کتاب "از کی میتوانیم همکاری خود را آغاز کنیم؟: راهنمای موفقیت در
مصاحبههای شغلی" When can you start? How to ace the interview & win
the job به قلم پائول فرایبرگر، مرجع جویندگان کار به شمار میرود و
راهنمایی ارزشمند برای موفقیت در آزمونهای استخدامی است. این کتاب 240
صفحهای در مدت کوتاهی پس از عرضه توانسته نظرات بسیاری را به خود جلب کند.
گای کاواساکی بزرگ دربارهی اهمیت این کتاب میگوید، «اگر این کتاب را
بخوانید زودتر به شغل مورد نظرتان دست خواهید یافت.»
همانگونه که
میدانیم مصاحبههای شغلی مرحلهای با اهمیت در روند جستوجوی کار هستند.
به گونهای که میتوانند شانس استخدام را تا میزان بالایی افزایش یا کاهش
دهند. حال آنکه آمادگی برای انجام مصاحبه میتواند مانع از بروز بسیاری از
مشکلات و نابسامانیها در فرآیند مصاحبه شود و بدین ترتیب احتمال استخدام
افزایش یابد.
یافتن شغل این روزها گاه به یک آرزوی دست نیافتنی میماند،
تا جایی که برخی افراد تنها با شنیدن واژه "مصاحبه" دستپاچه میشوند و در
نتیجه یا از خیر آن شغل میگذرند ویا به دلیل تنشهای درونی نمیتوانند در
جلسه مصاحبه برخود مدیریت کنند. اما فرایبرگر که خود سالها دست راست
جویندگان کار بوده، تکنیکهایی دارد که میتوانند تأثیر بسزایی بر روند
مذاکرات شغلی بگذارند. دانستن چگونگی یافتن شغل و چگونگی انجام مصاحبههای
اثربخش از مهارتهای ضروری در دنیای کنونی به شمار میرود.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
موسسهای است فعال در زمینهی معرفی تازهترین روندها و نیز شناسایی
رویدادهای آتی و محتمل در کسب و کار. یادداشت حاضر چکیدهای از آخرین
مطالعات صورت گرفته توسط تنی چند از محققین واحد راهبردی و مطالعات
استراتژیک این موسسه است که به بررسی عوامل موفقیت سازمانهای آیندهگرا
میپردازد. این یادداشت هفت مسأله اساسی پیش روی کسب وکارها را مطرح ساخته و
متعاقب آن با بیان سؤالات متناظر مسایل مبتلا به سازمانی، به ارائهی 7
راهکار و پاسخ برای آنها مبادرت ورزیده است که در ذیل مشاهده میکنیم.
پاسخ
به این سؤالات در واقع نمایانگر اقدمات مورد نیاز برای ساختن کسب و
کارهایی است که متناسب شرایط آتی بوده و هم چنین با کارمندان آینده نیز
تناسب داشته باشند.
مسأله بزرگ
پرسش بزرگ
راهکار بزرگ
یک
دنیای کنونی به شکل فزایندهای پیچیده، پرهیاهو، و متلاطم است و به طرز هولناکی نیز رقابتی است.
با این حساب چگونه توجه، اشتیاق، و تعهد مشتریانی را که بیشترین اهمیت را نزدمان دارند به خود جلب کنیم؟
مشخص کنید که سازمانتان بطور دقیق به دنبال چیست؟ تمایزی که سازمانتان برای
جامعه به بار میآورد و صدای شما را رساتر از رقبا میکند به گونهای که
حتی از میان هیاهوها هم باز شنیدنی و گوشنواز است.
دو
دنیای کنونی پیچیده و پرپیچ و خمتر از آن چیزی است که بتوان بهتنهایی طی مسیر کرد.
رهبران سازمانی چگونه میتوانند تشریک مساعی و همکاری را در تار و پود کسب و کارشان نهادینه کنند؟
جوامع
مبتنی بر تشریک مساعی و همکاری بوجود آورید و بسترساز شرایطی شوید که در
آن کلیه اجتماع مشتریان، تامین کنندگان، و حتی رقبا بتوانند رشد و توسعه
کنند و در این بستر وابستگی متقابل با یکدیگر داشته باشند تا به این وسیله
بقا و دوام خود را تثبیت کنند.
-به کادر قبلی منتقل شود- (ایراد در جدول اصلی ارسال شده در ایمیل ! والبته در سایت جناب درگی هم همین مشکل بود ! - مدیرسرا )
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
دوازده دروغی که دیگر نباید به خود نگویید!
۱)هنوز دلیلی برای شادی در زندگی ام ندارم
در هر اشتباه یا درگیری ای
پیامی نهفته است. بعضی از مردم پیام را در نمی یابند چون یا در حال
پرخاشگری با خودشان هستند که چرا اشتباه کرده اند یا از آن مسئله و درگیری
بیش از حد ناراحت شده اند. وقتی از نداشتن ها در زندگی عصبانی می شوی در
واقع خود را از لذت آن چه داری محروم می کنی. شادترین مردم لزوماً خوشبخت
ترین آن ها نیستند و از هرچیزی بهترینش را ندارند آن ها فقط از آن چه دارند
نهایت استفاده را می برند. دلیل آن که بسیاری از مردم دست از تلاش و کوشش
می کشند آن است که یا به آن چه از دست رفته خیره شده اند! یا به درازی راهی
که در پیش دارند فکر می کنند درحالیکه می توانند به حال و مسافتی که
پیموده اند بیاندیشند.
۲)رؤیاها غیر ممکن اند!
هرگز اجازه ندهید کسانی که خودشان دست از رؤیاهایشان کشیده اند شما را تحت
تأثیر قراردهند. بهترین کاری که می توانی انجام دهی آن است که پیرو قلبت
باشی! ریسک کن! به دنبال انتخاب های امن و راحت نباش، از آن چه ممکن است
اتفاق بیافتد نهراس. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اگر به راهت ادامه دهی به آن
چه می خواهی می رسی. بگذار رؤیاهایت بزرگتر از ترس هایت باشند و عملت از
سخنت گویاتر. هرروز کاری انجام بده که بعدها به خاطرش از خودت ممنون باشی.
۳)افرادی هستند که مرا آزار می دهند
زندگی
کوتاه است. مراقب خودت باش. اگر کسانی هستند که دائماً آزارت می دهند باید
آنقدر برای خودت ارزش قائل باشی که آن ها را ترک کنی. ممکن است در ابتدا
ضربه بخوری ولی درست خواهد شد. گاهی دوری گزیدن نه تنها نشانه ضعف نیست
بلکه نشانه ی نهایت قدرت است. دور نشده ای که دیگران ارزشت را بدانند، از
آن ها دور شده ای چون سرانجام خودت ارزش خودت را دانسته ای.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هنگامی که به ترس هایمان از دگرش ها آگاه شویم می توانیم اولین قدم ها را برای نابودی آن ها برداریم.
۱)ترس از شکست
ترس از شکست مورد متداولی است. افراد فکر می کنند موفق نمی شوند، وقتشان تلف می شود و در پایان چیزی عایدشان نمی شود.
آن
ها از شکست می ترسند چون مغرورند بنابراین ترجیح می دهند هیچ اقدامی
نکنند. این ترس ها بی مورد و غیر منطقی اند و می توان به راحتی بر آن ها
فائق آمد.
۲)ترس از درد، ناراحتی و تلاش
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
۱-نگران بودن.
مادر، با چهره ای درهم روی صندلی نشسته است و
نگران امتحان آخر هفتهٔ پسرش است. این امتحان تعیین میکند آیا پسرش به یک
مدرسهٔ خوب خواهد رفت یا خیر. او همچنین در فکر این است که به محله ای که
نزدیک مدرسهٔ پسرش است نقل مکان کنند. او در فکر این است که نکند پسرش با
دوستان بدی قاطی شود و کار سطح پایینی گیرش بیاید.
مارک تواین
یکبار گفت “من سن زیادی دارم و بسیاری از مشکلات بزرگ را میشناسم، اما
اکثر آنها هیچ گاه اتفاق نمیافتند”. وقتی شما نگران هستید، یک تصور غیر
واقعی از آینده را در ذهن خود ایجاد میکنید؛ و اعتقاد به این تصور، موجب
ایجاد احساس منفی در شما میشود. به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل
قبولی، خودتان را از آینده میترسانید.
راه حل:شاد باشید، نگرانی
را رها کنید. نگرانی برای شما هیچ سودی ندارد. اگر برای مشکل شما هیچ راه
حلی وجود ندارد، نگرانی هم کمکی نمیکند. اگر راه حلی برای مشکل وجود دارد،
پس باید با تمام قدرت به سمت آن بروید.
۲-از دست دادن کنترل.
مرد میانسالی با ناراحتی بر روی یکی از صندلیهای مترو نشسته
بود. رئیسش او را به خاطر ضرر مالی که پروژهٔ او به شرکت وارد کرده بود،
توبیخ کرده و به جایگاه شغلی پایینتری تنزل داده بود. او شغلش را برای
پرداخت اجاره خانه نیاز دارد، بنابراین چاره ای جز ماندن در این شغل ندارد.
شاد
بودن زمانی که شما تصور میکنید که همهٔ دنیا علیه شما هستند کار سختی
است!! افرادی که همیشه خود را شکست خورده میبینند هیچگاه شاد نخواهند
بود. دلیل این امر نیز واضح است. آنها هیچگاه نخواستهاند تا کنترل زندگی
خود را به دست بگیرند. آنها معتقدند دلیل ناراحتیشان شخص دیگر یا چیز
دیگری است؛ و همچنین فکر میکنند که این ناراحتی را شخص دیگری به جز خودشان
میتواند بر طرف کند. آنها در دنیای (بهتر است بگوییم جهنم) “ای کاش”
زندگی میکنند.
راه حل:قدرت این را در خود ایجاد
کنید که هر اتفاقی در زندگیتان میافتد شما مسئول آن هستید. شما همیشه
قدرت تصمیم گیری را در زندگی دارید. هیچگاه این اجازه را به کسی ندهید که
برای شما تصمیم بگیرد.
۳-کینهتوزی.
یک
دانش آموز دبیرستانی در اتوبوس ایستاده است. یک دستش به میله و دست دیگرش
به موبایلش است. با خشم دندانهایش را به هم می سایید. دوست او یک ویدئوی
خجالت آور از او را در فیسبوک منتشر کرده است. او در فکر انتقام گرفتن از
او است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.
دشوارترین قدم، همان قدم اول است.
امید، درمانی است که شایدشفا ندهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
خودمان را بشکنیم و دوباره بسازیم
من در 32 سالگی، متاهل با یک بچه و
با 2 هزارتومان پسانداز از کار بیکار شدم. دوستم، مهندس بازرگانی مشوقم
بود و گفت برای اینکه خودمان را بسازیم، باید اول خودمان را بشکنیم. با این
ایده و با جیب خالی شروع بهکار کردیم. مهندس بازرگانی تحقیق کرده بود که
فروش بشکهخالی سود زیادی دارد. اول خجالت میکشیدم و فکر میکردم زشت است
که من، مهندس جهانگیری با 10سال سابقه مدیرعاملی تولیددارو، بشکه خالی
بفروشم اما سرانجام دستبهکار شدیم. یک وانت کرایه کردیم و هر روز به
کارخانههای مختلف میرفتیم و بشکه خالی میخریدیم و میفروختیم. پس از
مدتی در خیابان رسالت یک مغازه اجاره کردیم و با پولی که در این چندسال
درآورده بودیم، اولین کارگاهمان را افتتاح کردیم.
مایع ظرفشویی با رایحه توتفرنگی
همیشه
نبض مردم و ذائقه آنها دستم بود. میدانستم که خرید خانه با خانمهاست و
اگر بتوانیم آنها را راضی کنیم موفق میشویم. با این دید و اینکه خانمها
از رنگ قرمز خوششان میآید، اولین مایع ظرفشویی ایران با رایحه توتفرنگی
را تولید کردیم و همانجا با چند کارگر روزمزد، گروه کارخانجات هگزان شروع
به کار کرد. این مایع ظرفشویی به قدری پرطرفدار شد که بازارسیاه برایش به
راه افتاد و همه دوست داشتند آن را داشته باشند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
1- اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2- منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3- با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5- نواقص را می بینیم اما در رفع انها اقدامی نمی کنیم.
6- از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7- کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8- غالبا دانش را به مهارت ترجیح می دهیم.
9- در گذشته بسر می بریم و اینده را فراموش می کنیم.
10- از برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی هستیم.
11- برای جبران عقب افتادگی مان قدمی بر نمی داریم.
12- دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
به عقیده ماكس وبر در كتاب اقتصاد و جامعه ، اقتدار سه منبع دارد:
الف-
سنتی (سلطه سنتی كه بر پایه رسم و عادت است مانند آنچه در نظامهای سلطنتی
موروثی وجود داشته): اقتدار سنتی مبتنی بر اعتقادی استوار بر تقدس سنتها و
مشروعیت پایگاه كسانی است كه قدرتشان بر پایه آن سنتها نهاده است.
ب -
قانونی – عقلانی: وقتی حق فرمانروایی از قواعد تأسیسی یا قوانین جامعه
برآید، آن اقتدار را قانونی و عقلانی مینامند. این گونه اقتدار بر پایه
اعتقاد به قانونی و عقلانی بودن الگوهای هنجاری است كه منبع قدرت
فرمانروایان را تشكیل میدهند.
ج- فرّهی (كاریزماتیك): وقتی حق
فرمانروایی از پویاییها و صفات ویژه رهبر سیاسی برآید، آن را اقتدار فرّهی
(كاریزماتیك) میخوانند.( محمد محمدی پایگاه پژوهشکده باقر العلوم)
طبق نظر برخی صاحبنظران علم مدیریت پنج منبع مهم اقتدار مدیران به شرح زیر است :
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
این نگرانیها، مشکلها، ترسها، موفق نشدنها، شکستهای پی در پی،
تنهاییها، احساس ناخواستنی بودنها، نداشتنها، یا با وجود ثروت ناشاد و
ناخوش بودنها و... ریشههای مشترک و در واقع سادهای دارند، اما آن چیزی
که موجب میشود بیشتر ما انسانها گاهی تا آخر عمرمان نتوانیم از ورطۀ این
ناکامیها بیرون بیاییم از دیدگاه من اینها هستند:
نخست، نبود آگاهی
از وجود مشکلها و ریشههای آن (جهل و نادانی). تصور، باور و انتظار
اشتباه از این که، «من همه چیز را میدانم!» یا درست این است که گفته شود:
«من همه چیز را باید بدانم.»
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
به نظر می رسد تعبیر «تبدیل تهدید به فرصت» در فضای بهره گیری از تکنیک
تحلیل و سنجش وضعیت سوآت SWOT که تکنیکی کارا در تصمیم گیری و مدیریت، و
ارائه راهبردهای خرد و کلان می باشد شکل گرفته باشد. در سطور ذیل به توضیح
تکنیک پیش گفته می پردازیم و ارتباط آن با تعبیر «تبدیل تهدید به فرصت» را
به اختصار توضیح می دهیم:
سوآت یکی از تکنیک هایی است که توان
کاربرد در بخش قابل توجهی از فرایند مدیریت را دارد. این تکنیک را می توان
نه تنها در مرحله تدوین « سنجش وضعیت » بلکه در مرحله راهبرد نیز مورد
استفاده قرار داد . از آنجا که در مراحل تحلیل وضعیت و تدوین راهبرد، مباحث
می توانند به راحتی تحت تاثیر سیاست های روز یا سلیقه و اقتدار شخصیتی
افراد قرارگیرند، تکنیک سوآت با ایجاد نظم، ساختاردهی، عینیت بخشی، شفاف
سازی و تمرکز بخشی هدفمند به مباحث، قادر است نقش موثری را در ارتقاء کیفیت
تصمیم سازی های محیطی ایفا نماید . ماتریس «سوآت» یک چارچوب مفهومی برای
شناسایی و تحلیل «تهدیدها»، «فرصت ها» در محیط خارجی و ارزیابی «ضعف ها» و
«قوت های» درونی یک سیستم است. این تکنیک را برای سهولت TOWS و یا SWOT
نامیده اند. [۱] تحلیل SWOT ابزاری کارآمد برای شناسایی شرایط محیطی و
توانایی های درونی سازمان[۲] است. پایه و اساس این ابزار کارآمد در مدیریت
استراتژیک، شناخت محیط پیرامونی سازمان است. حروف SWOT که آن را به شکل های
دیگر مثل TOWS هم می نویسند، ابتدای کلمات Strength به معنای قوت ،
Weakness به معنای ضعف، Opportunity به معنای فرصت و Threat به معنای تهدید
است.[۳]
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
شرایط اقتصادی مثل توفانی است که همه را در خود می گیرد، اما تنها کسانی از
این توفان به سلامت خواهند گذشت که هم هدایت کشتی سرنوشت سازمان خود را
به دست مدیران قابل داده باشند و هم کشتی محکمی داشته باشند .
آرزو
میکنم که شما از این دو ، یعنی مدیران و مشاوران زبده و نیز سازمانی
مستحکم برخوردار باشید و به سلامت این توفان وشرایط گذرا را سپری کنید .
پایان سال معمولا ، زمان مناسبی برای بررسی سالی که گذشت محسوب می شود .
اگر شما هم در این بررسی به این نتیجه رسیده اید که باید در سازمان خود تعدیل نیرو داشته باشید لطفا به نکات زیر توجه کنید :
یک
، قبل از تعدیل نیرو ، یکبار دیگر به خوبی تمام زوایا را بررسی کنید ،گاهی
روشهای مناسبتری برای کاهش هزینه ها می توان یافت ، فقط کافی است کمی در
مورد روشهای مختلف فکرکنیم .
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
برخی مدیران صرفا منصب مدیریت را با خود حمل میکنند، آنها ممکن است عنوان
خوبی در سازمان داشته باشند و دفتر کاری به آنها اختصاص داده شده باشد، اما
افراد نسبت به آنها احساس تعهد ندارند، اینگونه مدیران صرفا کارمندانی
دارند که طبق قوانین شرکت باید از آنها تبعیت کنند. در مقابل مدیرانی هستند
که من آنها را رهبران «پذیرفته شده» مینامم. این افراد شاید خصوصیات
خارجی یک مدیر را نداشته باشند مثلا منصب و درآمد آنها خیلی بالا نباشد اما
افراد به سمت آنها گرایش دارند و دوست دارند با آنها کار کنند، تمام تیم
حول محور اینگونه افراد دورهم جمع میشوند و از این طریق میتوانند به
دستاوردهای بزرگی دستیابند.
چهچیز باعث این تفاوت میشود؟
کلید
این تفاوت در دست داستانها و افسانهها است. در تاریخ جوامع تا چندی پیش
نیز بسیاری از افراد خواندن و نوشتن نمیدانستند، بنابراین هرآنچه درمیان
جوامع از بیشترین اهمیت برخوردار بود توسط داستانها منتقل میشد،
عمیقترین اعتقادات نسلها، تابوها، ویژگیهای افراد موفق در هر جامعه و
همچنین ویژگیهایی در فرد که باعث میشد او را بهعنوان راهبر انتخاب کنند،
همه در غالب افسانهها منتقل شدهاست.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مارك البيون در كتاب خود باعنوان «ساختن زندگي و امرار معاش» ، درباره
يك مطالعه آشكاركننده از افرادي مي نويسد كه دو مسير كاملا متفاوت را پس
از فراغت از تحصيل دانشگاهي طي كرده اند.
وي چنين مي گويد:يك
بررسي از فارغ التحصيلان دانشكده بازرگاني، سابقه 1500 نفر را از 1960 تا
1980 میلادی مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصيلانبه دو گروه
تقسيم شدند.
گروه الف: كساني بودند كه گفته بودند مي خواستند اول
پول درآورند تا بعداً هركار خواستند بكنند. يعني اول مشكلات مالي خود را
حل و فصل كنند، بعداً به امور ديگر زندگي بپردازند.
گروه ب : شامل كساني بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعي خود بودند و اطمينان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن مي آيد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
تحقیقی از"ریچارد وایزمن"روانشناس دانشگاه هارتفورد شایر...
چرا برخی مردم بیوقفه در زندگی شانس میآورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟
مطالعه
برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس میخوانند، ده سال قبل شروع شد.
میخواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضیها را میزند، اما
سایرین از آن محروم میمانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوششانس و
عده دیگر بدشانس هستند؟
آگهیهایی در روزنامههای سراسری چاپ کردم و از
افرادی که احساس میکردند خوششانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس
بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سالهای
گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگیشان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم
در آزمایشهای من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی
از این موضوع غافلند، کلید خوششانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان
نهفته است. برای مثال، فرصتهای ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید.
افراد خوششانس مرتبا با چنین فرصتهایی برخورد میکنند، درحالی که افراد
بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله
ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصتهایی است یا نه. به هر دو گروه
افراد خوش شانس و بدشانس روزنامهای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند
و بگویند چند عکس در آن هست.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
ما اعضای گروه روانشناختی کاریزما مشاور بیاییم در سال جدید با یکدیگر پیمان ببندیم که :
نخست)
محیط پیرامون خود را آلوده نکنیم و آنرا پاکیزه نگهداریم و تا جای ممکن در
پاک سازی آن همت کنیم و این فرهنگ را به هر شکلی که می توانیم در جامعه
گسترش دهیم
دوم) هر گاه اشتباهی از ما سر زد، آنرا بپذیریم و با فروتنی پوزش بخواهیم و در جبران آن بکوشیم
سوم) هنگام رانندگی تا جای ممکن بوق نزنیم و بیشتر از چراغ اتومبیل برای دادن علامت استفاده کنیم
چهارم) اگر کسی می خواهد از خیابان بگذرد، به ویژه اگر روی خط عابر پیاده باشد، با فاصله از او بایستیم و اجازه دهیم با آرامش بگذرد
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
در زیر 6 نکته عنوان میکنیم که کمکتان میکند وقتی زیر بار استرس زندگی خسته و کلافه شدید، احساس بهتری پیدا کنید.
1 - اسیر دام « اعتقاد به دنیای عادل » نشوید
اعتقاد به دنیایی عادل نوعی تعصب شناختی است که توسط روانشناسان اجتماعی
مورد مطالعه قرار گرفته است. بعنوان مثال، افراد اکثراً این رویکرد را
دارند که میگویند اگر دیگران فقیر هستند، مستحق آن فقر هستند.
اسیر این دام نشوید که فکر کنید اگر دچار مشکل هستید، مستحق آن مشکلاتید و به این دلیل باید عذاب بکشید که انسان بیارزشی هستید.
روزگار به هیچ وجه عادل نیست. بسیاری افراد باهوش و بااستعداد در شرایط
بسیار سخت زندگی میکنند. همه ما تصمیمات ضعیف در زندگی زیاد گرفتهایم.
گاهیوقتها این تصمیمات عواقب کمی به دنبال دارند و گاهی مجبور میشوید تا
آخر عمر با عواقب این تصمیمامتان دست و پنجه نرم کنید.
2 - به خودتان یادآور شوید که بهترین تلاشتان را میکنید
به خودتان یادآور شوید که باتوجه به امکانات و شرایطتان، هر چه از دستتان
همین الان برمیآید را انجام میدهید. تمرین کنید انعطافپذیر باشید تا
بتوانید از فرصتها برای تغییر بهره ببرید.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
یعنی خواب بود یا واقعا اجاره نامه مغازه امضا شده بود ؟ ( مغازه که چه عرض
کنم یه خورده از یک زیر پله ای بزرگتر) علی آقا هنوز باورش نمیشد !
آرزویی که سالها ذهن اونو به خودش مشغول کرده بود به حقیقت پیوسته بود .
علی از بچگی که شاگرد قهوه چی بود ، این آروزی بزرگ را در سر پرورانده بود
که : “یه روز قهوه خونه خودمو راه میندازم” . بعدها که بزرگتر شد و شاهد
جمع شدن تدریجی قهوه خونه ها و تبدیل اونها به “کافی شاپ” بود ، ایده خودش
رو مرتب با شرایط روزگار تطبیق میداد و در نهایت ، چند سال قبل که مطمئن
شده بود فکر و ایده بکر و درستی داره ، دست به کار شد تا به این فکر جامه
عمل بپوشونه . تو این سالها فهمیده بود که شکل قدیمی قهوه خونه و حتی نوع
جدیدش “کافی شاپ” ، سرمایه گذاری زیادی میخواد :
اصل ملک یا سرقفلی ؛ اسباب و اثاثیه ، کارگر زیاد و ماهر و ……
تازه این ایراد رو داشت که ماشااله این جوونها میان دوتا کافه گلاسه سفارش
میدن و سه ساعت تموم کنگرمیخورن و لنگر میندازن . بخودش گفته بود : ” ولش
کن اینجوری نمیشه ، تازه من که پول حسابی ندارم . بایستی شریک بگیرم و تازه
اول دردسره ….. هیچی بابا ! اصلا اینجوری عملی نیست “.
پس
اولین نتیجه گیری مهمی که کرد این بود که بایستی کار و کاسبی کوچکی راه
بندازه و در نتیحه نمیتونه چیزی به اصطلاح ” سرو ” کنه . بایستی مشتری ها
پول بدن ، جنسشونو بردارن و ببرن . بقول فرنگی هاTake Away باشه .
خوب چی ؟ کجا ؟
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
به انسان بودنت شک کن اگر مستضعفی دیدی
ولی از نان امروزت به او چیزی نبخشیدی
به انسان بودنت شک کن اگر چادر به سر داری
ولی از زیر آن چادر به یک دیوانه خندیدی
...
به انسان بودنت شک کن اگر قاری قرآنی
ولی در درک آیاتش دچار شک و تردیدی
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
عبارات من نمیدانم، من اطلاع ندارم، من به اندازه کافی اطلاع ندارم، من
مطمئن نیستم، من باید سئوال کنم، من باید فکر کنم، من شک دارم، من در این
باره مطالعه نکردهام، من این شخص را فقط یک بار دیدهام و نمیتوانم در
مورد او قضاوت کنم، من در مورد این فرد اطلاعات کافی ندارم، اجازه دهید من
در این رابطه سکوت کنم، فردا پس از مطمئن شدن به به شما خبر میدهم، هنوز
این مساله برای من پخته و سنجیده نیست و مشابه این عبارات در ادبیات عمومی
ما، بسیار ضعیف است. تصور کنید اگر بسیاری از ما این گونه با هم تعامل
کنیم، چقدر کار قوه قضائیه کم میشود. چقدر زندگی ما اخلاقیتر میشود و از
منظر توسعه یافتگی چقدر جامعه تخصصیتر میشود.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
اول حرف بزنید
یک آدم صبور و دهنقرص، گیر بیاورید و کل بدبختیها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خوردهاید را با او تقسیم کنید…
بازگو
کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان
را جلو کسی باز میکنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می
فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی
آرامش..حالا فرض ميكنيم همچين آدمي گير نياوردين برو بعدي
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مردی در کنار جاده دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت . چون گوشش
سنگین بود رادیو نداشت . چشمش هم ضعیف بود ، بنابراین روزنامه هم نمی خواند
. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح
داده بود . خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ
تشویق می کردو مردم هم می خریدند .
کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیاد کرد . وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد به کمک اومی پرداخت ، سپس کمکم وضع عوض شد .
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
دختر کوچولو پرسيد:
اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر مي شدند؟
آقای كي گفت : اگر كوسه ها آدم بودند،
توی دريا براي ماهي ها جعبه های محكمي مي ساختند،
همه جور خوراكي توی آن مي گذاشتند،
مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد.
برای آن كه هيچ وقت دل ماهي كوچولو نگيرد،
گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا مي كردند،
چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است !
برای ماهی ها مدرسه مي ساختند وبه آن ها ياد مي دادند
كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
شركتهاي خانواده محور در شرايط بحران بسيار بهتر از سايرين ركود را پشت سر ميگذارند. اما چگونه؟
برای
بسیاری از افراد عبارت «کسبوکار خانوادگی» تداعی کننده شرکتی کوچک یا
متوسط با تمرکز محلی و مجموعهای از مشکلات از قبیل جر و بحث بر سر جانشینی
است.
در حالی که بسیاری از شرکتهای خانوادگی قطعا با این تعاریف
همخوانی دارند، اما نقش قدرتمندی را که این شرکتها در اقتصاد جهانی بازی
میکنند در این تعاریف منعکس نمیشود. این کسبوکارهای خانوادگی نه تنها
شرکتهای عظیم و جهانی مثل سامسونگ، والمارت، گروه تاتا و پورشه را شامل
میشوند، بلکه آنها طبق تحلیل گروه مشاورین بوستون، بیش از 30 درصد تمام
شرکتهایی با فروش بالغ بر یک میلیارد دلار را تشکیل میدهند.
خرد جمعی
بر این باور است که ساختار مالکیت منحصر به فرد کسبوکارهای خانوادگی به
آنها جهتگیری طولانی مدتی میدهد که سایر شرکتها اغلب فاقد آن هستند. اما
با این حال،آگاهی کمی درباره اینکه دقیقا چه چیزی کسبوکارهای خانوادگی
را متفاوت میسازد، وجود دارد. برخی از مطالعات نشان میدهند که به طور
متوسط آنها بهتر از سایر کسبوکارها عمل میکنند اما سایر مطالعات خلاف آن
را ثابت میکند.
برای پاسخ به این پرسش، گروه ما به همراه سوفیا میگنن،
دستیار محقق در مرکز تحقیقاتی مدیریت و اقتصاد در دانشگاه اکول پلیتکنیک،
فهرستی از 149 کسبوکار خانوادگی با درآمدهای بیش از یک میلیارد دلار را
جمعآوری کردند، آنها در کشورهای کانادا، ایالات متحده، فرانسه، اسپانیا،
پرتغال، ایتالیا و مکزیک قرار داشتند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
آینده جوامع در سرتاسر جهان توسط شش عامل پیشراننده خارج از حوزه کنترل
دولتها شکل میگیرد. تغییرات وسیع ترکیب جوامع، جهانیسازی، مسائل
زیستمحیطی، روابط اجتماعی، ثبات اجتماعی و فناوری قطعاً تمامی دولتها را
تحت تأثیر قرار داده و پاسخهایی منحصر به فرد از سوی هر کشور را میطلبند.
مواجهه با این محرکهای جهانی نیازمند همکاریهای دائمی میان کشورها است و
آغاز این همکاری، ارتباطات جدی و چندجانبه و استانداردهای فنی و عملیاتی
مشترک است. علاوه بر این، اتخاذ راهبردهای مؤثر نیازمند تعهد دولتها به
تسهیل تلاشها از طریق بنیادهای متعدد درون کشور و بهبود سطح تعامل با
سازمانهای فراملیتی است.
محرکهای جهانی
محرکهای ششگانه مورد
اشاره به صورت همزمان بر دولتها و جوامع اثر میگذارند. به دلیل ماهیت
اثرگذاری شدید و غیر قابل کنترل این عوامل، از آنها با عنوان محرک یاد
میشود. مجموعه این محرکها با شدت و ضعف متفاوت بر تمامی کشورها اثر
میگذارند. این مجموعه از محرکهای قدرتمند، ترکیبی از فرصتها و تهدیدات
را فرا روی کشورها قرار میدهند و هر دولت و کشور با تمامی این محرکها
مواجه خواهد شد. در ادامه به تبیین ماهیت این تغییرات و نمونههایی از آنها
اشاره میشود.
محرک اول: تغییر در ویژگیهای جمعیتشناختی
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
یک روز، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش میآید و میگوید، «عزیزم، این
مقاله فوقالعاده است. یک فعالیتی را توضیح میدهد که هر دوی ما
میتوانیم برای بهتر کردنواجمان آن را انجام دهیم. موافقی امتحانش کنیم؟»
همسرش میگوید، «حتماً!»
زن توضیح میدهد، «این مقاله میگوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست
جداگانه از چیزهایی درمورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم.
چیزهایی که اذیتمان میکنند، اشکالات کوچک و از این قبیل. و بعد فردای آن
روز این لیست را به همدیگر بدهیم، موافقی؟»
شوهر لبخند زده میگوید، «موافقم!»
آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست. زن به اتاق خواب رفت و
همان کار را کرد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:
مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه
داد، بعد لبخندی زد و گفت:
چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی، میتونی یک مشت شکلات به عنوان
جایزه برداری.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای
برداشتن شکلاتها خجالت میکشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
وارد خونه شد و چشمش که به دیوار افتاد بهت زده شد!
دختر کوچولو تکه بزرگی از کاغذ دیواری رو کنده بود!
نتونست خودش رو کنترل کنه و حسابی سرش داد زد و ...
فردا روز پدر بود.
دخترک ، قوطی کوچولوئی رو که با کاغذ دیواری کادو پیچ کرده بود آورد و گفت :
بابائی روزت مبارک ، خیلی دوستت دارم.
خدای من!
حالا چکار کنم؟
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
افسردگی همانند دیگر احساسات انسان، دوستی مهربان است که اگر ذهنمان را
پذیرای پیام او کنیم، در می یابیم که با نیتی خالص و عاشقانه ،قصد دارد ما
را به بیداری و یکپارچگی برساند. افسردگی همیشه ناشی از این است که شرایط
زندگی ما با خود واقعی و خواسته های قلبی مان هماهنگ نیست. افسردگی می
گوید: ” تو آنچه را که می توانی باشی رها کرده ای و به کمتر از آن رضایت
داده ای.”
افسردگی دوستی مهربان است که از دیدن ما رنج می برد.
چه چیز باعث رنج ما می شود؟
هرگاه
اسیر ترس ها و شک های درون خود نسبت به قابلیت بروز خواسته ها، رویاها و
ایده های خلاقمان هستیم و به خاطر این ترس ها از عمل دست می شوییم، رنج می
کشیم. کم کم با فاصله گرفتن از قدرت و پتانسیل خود ، افسردگی به سراغمان می
آید تا بلکه هشدار دهد.
وقتی به زبان و پیام افسردگی توجه می کنیم ،
می بینیم تا روزی که مصمم به تغییر شرایط زندگی خود نشده ایم،طعم تلخ
افسردگی در زبان ما می ماند و رنج ما ادامه پیدا می کند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
رئیس موسسه علمی تحقیقاتی دانش تندرستی با بیان اینکه «ما باید ماشین
تولیدکننده بیماری، یعنی سبک زندگی ناسالم را خاموش کنیم.» افزود:«
مهمترین اقدام در این زمینه، تغییر سبک زندگی است که به بررسی تخصصی نیاز
دارد ؛ بنابراین فقط از راه تبلیغ در رسانهها نمیتوان به این مهم دست
یافت، بلکه باید این تغییرات صورت بگیرد.»
دکتر گلی در گفتوگو با
سلامتنیوز درباره محورهای سبک زندگی گفت: «محورهای سبک زندگی شامل خواب
سالم ، روابط جنسی سالم، خوردن و نوشیدن سلامت، پرهیز از سوء مصرف مواد،
ورزش و مدارا با استرس است.»
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هر راهی بهجز راههای ساده و شدنی برای ثروتمند شدن بروید، بهاحتمال زیاد
اشتباه رفتهاید. او در مطلبی که در ادامه میخوانید، نکاتی کاربردی و
بسیار موثر را بیان میکند که عمل به آنها و تعهد جدی به پیگیری آنها، از
همین امروز وضعیت مالی شما را بهتر میکند. و نهتنها وضعیت مالی شما را
بهتر میکند، بلکه کمک میکند روز به روز شادتر شوید و احساس بهتری از خود
داشته باشید و از زندگیتان بیشتر لذت ببرید. مشتاقید که این نکات را
بیاموزید؟
بیشتر ما انسانها بیآنکه بدانیم، در پی چیزهایی هستیم
که نه بهدرستی آنها را میشناسیم و نه قلبا رسیدن به آن را باور داریم.
چیزهایی مانند: ثروت، شادمانی، خوشبختی، موفقیت و....
اگر بهتجربه
دریافتهایم که رسیدن به ثروت و خوشبختی -اگر نشدنی نباشد- خیلی سخت و
دشوار است، به دلیل ذات آنها نیست. بلکه همانطور که در مقالههای دیگرم در
نشریات و وبسایت مکتب کمال و همینطور در سمینارها و کارگاههای «شاد
باشید و ثروتمند شوید» بارها بیان کردهام، علت اصلی ایجاد چنین ذهنیتی در
ما، شکستهای مکرری است که در راه رسیدن به آنها برایمان پیش آمده و
تجربه کردهایم. بهاشتباه، کمکم به این باور رسیدهایم که ما ناتوان
هستیم، یا هنوز بهقدر کافی لیاقت داشتن این موهبتها را نداریم، و یا
بدشانس هستیم. و البته تجربیات گذشتگان و واقعیتهای زندگی و مشاهده زندگی
اطرافیان، همه و همه پذیرفتنِ این باورِ غلط را تسهیل و تشدید میکنند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
دایره ای شش بخشی برای ارزیابی وضعیت فعلی در مسیر زندگی - الگویی از مکتب کمال
معنای بخشهای مختلف چرخ زندگی:
-
موفقیتهای فردی: چقدر به علاقههای فردی خود توجه دارید و برای انجام
آنها وقت میگذارید؟ چقدر احساس میکنید بهترین دوست خودتان هستید و
کارهایی را که دوست دارید انجام میدهید؟ آیا اگر مثلا به عکاسی علاقه
دارید، میخواهید دورههای آموزشی دلخواهتان را بگذرانید، کتابهایی را که
دوست دارید بخوانید، به سفر بروید، در رستورانی با خوتان خلوت کنید و
خودتان را به یک غذای خوشمزه مهمان کنید و... برای این کارها وقت
میگذارید؟ هر چه بیشتر بتوانید به این امور بپردازید و احساس رضایت داشته
باشید که این علائق شما پاسخ مناسب میگیرند و بهعبارت دیگر، مورد غفلت و
چشمپوشی واقع نشدهاند، امتیاز شما در این بخش بالاتر است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
كوه بلندی بود كه لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. يک روز
زلزلهای كوه را به لرزه در آورد و باعث شد كه يكی از تخمها از دامنه كوه
به پايين بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعهای رسيد كه پر از مرغ و خروس بود.
مرغ
و خروسها میدانستند كه بايد از اين تخم مراقبت كنند و بالاخره هم مرغ
پيری داوطلب شد تا روی آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا
بيايد.
يک روز تخم شكست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد. جوجه عقاب مانند
ساير جوجهها پرورش يافت و طولی نكشيد كه جوجه عقاب باور كرد كه چيزی جز يک
جوجه خروس نيست.
او زندگی و خانوادهاش را دوست داشت اما چيزی از
درون او فرياد میزد كه تو بيش از اين هستی… تا اين كه يک روز كه داشت در
مزرعه بازی میكرد متوجه چند عقاب شد كه در آسمان اوج میگرفتند و پرواز
میكردند. عقاب آهی كشيد و گفت: “ای كاش من هم میتوانستم مانند آنها
پرواز كنم.”
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک
ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهینها تربیت شده و آماده
شکار است اما نمیداند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که
آن را روی شاخهای قرار داده تکان نخورده است.
این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند.
روز
بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را
به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.
صبح روز
بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.
پادشاه دستور داد تا معجزهگر شاهین را نزد او بیاورند.
درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
انسانها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مىروند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت سر.
در سبد جلو, صفات نیک خود را مىگذاریم. در سبد پشتی, عیبهاى خود را نگه مىداریم.
به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مىبیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مىکند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
ميگويند در كشور ژاپن مرد ميليونري زندگي ميكرد كه از درد چشم خواب بچشم
نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق كرده
بود اما نتيجه چنداني
نگرفته بود. وي پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده ميبيند.
وي به راهب مراجعه ميكند و راهب نيز پس از معاينه وي به او پيشنهاد میکند كه مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نكند.
وي پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي كند . همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
استیون هاوکینگ می گوید معنای زندگی هر فرد همان است که خود انتخاب می کند
شادی
و زندگی معنادار و هدفمند از مهمترین عواملی هستند که مردم خوشبختی خود را
با آن می سنجند. با اینکه زندگی شاد و با معنا با هم در ارتباط متقابل
هستند اما دانشمندان می گویند این دو کاملا با هم تفاوت دارند.
سلامتی،
دوست داشته شدن، موفقیت در کار، بزرگ کردن فرزندانی سالم، خدمت به کشور یا
پایبندی به اعتقادات معمولا از رموز خوشبختی و رضایت از زندگی به شمار می
روند اما هیچکدام نمی توانند باعث شاد زیستن شوند.
این نتیجه تحقیق روانشناسان دانشگاههای فلوریدا، مینه سوتا و استنفورد است که درویژه نامه "جورنال روانشناسی مثبت" منتشر شده است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است که ایشان فرمودند:
امام حسن
مجتبى علیه السّلام دوست شوخ طبعی داشتند، چند روزى نزد آن حضرت نیامده
بود، روزى آمد، امام مجتبى علیه السّلام به او فرمودند :
حالت چطور است و شب را چگونه به بامداد رساندى؟
عرض کرد:
صبح کردم در حالیکه به خلاف آنچه خود دوست دارم و آنچه خدا دوست مىدارد، و آنچه شیطان دوست مىدارد هستم.
امام حسن علیه السلام خندیدند، و فرمودند:
این چگونه حالی است؟
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
ذهن انسان بخشهای مختلفی دارد که برای سادگی، آن را به دو بخش اصلی و مهم «آگاه» و «ناخودآگاه» تقسیمبندی میکنیم.
انسانهای موفق، ناخودآگاهِ موفق دارند.
عادت های ما، ما را پیش میبرند.
انسان های موفق، عادتهای موفقیتآفرین دارند.
اول آگاهی، سپس اقدام. (آگاهی از طریق سیدیهای صوتی ۱۲ گام، و اقدام از
طریق کتابچۀ جادویی و انجمن اختصاصی ۱۲ گام در باشگاه عقابها انجام
میشود.)
برای اقدام، شما نیاز به ابزار دارید.
استفاده از ابزار مناسب، یکی از موفقیتهای بشر برای دستیابی به ابعاد جدید است.
ابزار اصلی دورۀ ۱۲ گام: «کتابچۀ جادویی تمرین و پیگیری» است.
کار شما: فقط دستورها و پیشنهادهای این کتابچه را مو به مو اجرا کنید! با
همین کارِ ساده اما بسیار موثر، به خواستههایتان سریعتر میرسید!
کتابچه طوری طراحی شده که از کارهایی که انجام میدهید، خشنود باشید و باری روی شما نباشد.
در ابتدای شروع به پر کردن کتابچه، فهرستی از عادتهایی که نمیپسندید تهیه کنید.
دوم، فهرستی تهیه کنید از عادت هایی که میپسندید.
سوم، ببینید کدام از اولیها را می توانید با کدام از دومیها جایگزین کنید.
برای تشکیل یک عادت در ما: نخست، شناسایی کنیم آن عادت را (مثلا سحرخیزی،
تغذیۀ مناسب، ورزش، پیگیری، شکرگزاری، مدیریت وقت و زمان، دیدن و حل
رنجشها، دیدن و بیان احساسات و...)؛ دو: ببینیم چه فایده و سودهایی برای
ما دارد این عادت؛ سه: برای ایجاد این عادت در خود، اقدام و تمرین کنیم.
هر بار به سمت آن عادتِ خوب می روید (هر پیشرفت کوچک)، «بلافاصله» به خودتان پاداش بدهید!
«تکرار» پاداش مهمتر از «مقدار» آن است: بوسهای بر گونه، بغل کردن خود،
نوازش کردن خود، حرفهای خوب به خود زدن، یک خوراکی خوشمزه و...
برای ایجاد یک عادت جدید در خود، «دستکم ۲۱ روز تمرین» نیاز است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
همه ما در لحظاتی احساس خشم و عصبانیت میکنیم و همه ما آدمهای عصبانی و
تندخویی را میشناسیم که زندگی کردن با آنها بسیار سخت و دشوار است. خشم به
طور کلّی احساس خوشایندی نیست امّا یک هیجان طبیعی و سالم است. ما معمولاً
پس از آن که احساس ناراحتی یا آسیبپذیری میکنیم خشمگین میشویم. خشم به
ما قدرت میدهد تا مقابله کنیم. معمولاً وقتی ناراحتی و آسیبپذیری به خشم
تبدیل میشود ما احساس نومیدی و بیپناهی نمیکنیم. خشم به ما کمک میکند
تا به تهدیدها واکنش نشان دهیم. به ما امکان میدهد که در مقابل حملات از
خودمان دفاع کنیم. امّا خشم هنگامی مشکلزا میشود که ما در حال عصبانیت
عملی انجام دهیم که به دیگران آسیب رساند (روحی یا جسمی). بنابراین با
وجودی که واکنش نشان دادن به هنگام خشم و عصبانیت، عملی طبیعی است امّا
باید مراقب بود که این واکنش به دیگران آسیب نرساند. به این فرایند، مهار
یا مدیریت خشم میگویند.
روش مختلفی برای مدیریت خشم وجود دارد که از آن جمله میتوان به روشهای زیر اشاره کرد:
روشهای آرامش تن (Relaxation Techniques)
با آرام کردن دستگاه عصبی خودمختار میتوان به فرونشاندن خشم کمک کرد. برخی
از روشهای این کار عبارتند از تنفس عمیق و مدیتیشن و شمارش
• تنفس عمیق
تنفس عمیق روشی است که میتوان برای به آرامش رسیدن سریع مورد استفاده قرار
داد. در صورتی که به طور مرتب آن را انجام داده باشید اثر آن بیشتر است.
۱- از طریق بینی نفس بکشید. مدتی که هوا را به داخل میکشید باید به اندازه شمارش آهسته یک تا سه باشد.
۲-هنگامی که هوا را به داخل میکشید معده خود را به طرف بیرون فشار دهید.
٣-هوا را از طریق دهان خود بیرون دهید. این کار باید به اندازه شمارش آهسته یک تا شش طول بکشد.
۴- این کار را دوبار دیگر تکرار کنید
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
كتاب: «تائو ت ِ چنگ» نوشته:
لائوتسه : هيچ چيز در اين جهان چون آب،
نرم و انعطاف پذير نيست. با اين حال براي
حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ياراي
مقابله با آب را ندارد. نرمي بر سختي
غلبه مي كند و لطافت بر خشونت. همه اين
را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي
كند. انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به
هنگام مرگ خشك و سخت مي شود. گياهان
هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم
و انعطاف پذيرند و به هنگام مرگ خشك و
شكننده. پس هر كه سخت و خشك است، مرگش
نزديك شده و هر كه نرم و انعطاف پذير،
سرشار از زندگي است. آرام زندگي كن!
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
تمامي موفقان جهان؛ بنوعي در رفتار با هم مشترك هستند.
شما گاهي فكر ميكنيد كه؛ مثلا: اخلاق اين شخص چقدر شبيه خودم و يا فلان شخص است.
لطفا سر فرصت كافي و با دقت؛ نكا ت زیر را بخوانيد و در مقايسه با خودتان؛ به هر موضوع يك ٪ یا امتياز دهيد:
يك صد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق:
1- به خداوند ايمان دارند و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند.
2- داراي اهداف مشخص هستند.
3- هميشه در پي فرصتهاي مناسب هستند.
4- داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند.
5- در اثر بروز مشكلات متوقف نميشوند.
6- با متخصص مشورت ميکنند.
7- تسليم مشكلات نميشوند و سخت كوش هستند.
8- در مقابل جواب نه، تسليم نميشوند.
9- از غير ممكن حرف نميزنند.
10- ميدانند كه چه ميخواهند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
جان لنون می گوید وقتی به مدرسه می رفت، با پرسش زیر مواجه شد:
" بزرگ که شدی،می خواهی چه کاره شوی؟"
".می گوید:"من پاسخ دادم می خواهم خوشحال شوم
.آن ها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشده ام
."من به آن ها گفتم: "این شما هستید که مفهوم زند گی را متوجه نشده اید
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
احتمالاً بارها با واژه "تفکر انتقادی" برخورد کرده اید، اما معنی آن چیست؟
بعضی افراد ممکن است تصور کنند که به ایراد گرفتن و اشکال تراشی از ایده
های دیگران برمی گردد اما معنی این اصطلاح این نیست. به طور کلی، تفکر
انتقادی ایجاد و پرورش یک فاصله احساسی و عقلانی بین خودتان و ایده ها و
نظرات است—چه این نظرات متعلق به خودتان باشد چه دیگران—تا بتوانید حقیقت،
اعتبار، و معقول بودن مسئله ای را بهتر ارزیابی کنید.
تفکر انتقادی تلاش برای ایجاد ارزشیابی هایی منطقی و قابل اطمینان است تا
ببینیم که چه چیزی را می توانیم منطقی باور کنیم و چه چیز را نمی توانیم.
در تفکر انتقادی از ابزارهای علم و استدلال استفاده می شود چون در آن ارزش
شک گرایی به ساده لوحی یا تعصب، منطق بر ایمان، علم بر فرضیه و عقلانیت بر
خواسته اندیشی نشان داده می شود.
با توضیح برخی از خصوصیات و ویژگی های لازم برای منتقدانه فکر کردن، توضیح مفهوم تفکر انتقادی نیز ساده تر خواهد شد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
آیا تاکنون از خود سوال کردهاید که واقعا "چه کسی تمام نعمتهای دنیا را داراست"؟ اگر این سوال برایتان پیش آمده عمیق فکر کنید و اگر پاسخش را میخواهید احادیث زیر را بخوانید.
به گزارش ایسنا، پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد(ص) در پاسخ به این پرسش میفرمایند: "هر که شب و روز خود را سپری کند و از سه چیز برخوردار باشد نعمت دنیا بر او تمام شده است: کسی که صبح و شامش را در تندرستی و آسایش خاطر گذراند و خوراک روز خود را داشته باشد و اگر چهارمین نعمت را هم داشته باشد، نعمت دنیا و آخرت را کامل دارد و آن(چهارمین) نعمت ایمان است.
همچنین آن حضرت خطاب به اباذر فرمودند: "ای اباذر! دو نعمت است که بسیاری از مردم نسبت به آن غافل میشوند، یکی نعمت سلامتی و دیگری فراغت و فرصتی است، که برای انسان در ایام مناسب فراهم میشود2!
امام صادق(ع) نیز در حدیثی زیبا میفرمایند: "نعمت دنیا، امنیّت و تندرستی است و نعمت کامل در آخرت، وارد شدن به بهشت است و بندهای که به بهشت نرود هرگز نعمت بر او کامل نشده است3".
مولای متقیان حضرت علی(ع) با بیان اینکه «چون نشانههای نعمت پروردگار آشکار شد، با ناسپاسی نعمتها را از خود دور نسازید» میفرمایند: "دو نعمت برای ما مجهول و قدر و منزلت آنها ناشناخته است، یکی سلامتی و دیگری امنیت4".
1- تحفالعقول: 36 منتخب میزان الحکمة: 564
2- میزان الحکمة جلد 14
3- معانی الأخبار: 408 / 87 منتخب میزان الحکمة: 564
4- نهج البلاغه؛ حکمت 13
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هر یک از ما بزی داریم این چنین
روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند.
در یكی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا كنند شب فرا
رسید. ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در
چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می كند. آنها آن شب را مهمان او شدند.و
او نیز از شیر تنها بزی كه داشت به آنها داد تا گرسنگی راه بدر كنند.روز
بعد مرید و مرشد از زن تشكر كردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید
همواره در فكر آن زن بود و این كه چگونه فقط با یك بز زندگی میگذرانند و
ای كاش قادر بودند به آن زن كمك می كردند، تا این كه به مرشد خود قضیه را
گفت. مرشد فرزانه پس از اندكی تأمل پاسخ داد: «اگر واقعاً میخواهی به آنها
كمك كنی برگرد و بزشان را بكش!
«مرید ابتدا بسیار متعجب شد، ولی از آن جا كه به مرشد خود ایمان داشت چیزی
نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریكی كشت و از آن جا دور شد. .... سال های
سال گذشت و مرید همواره در این فكر بود كه بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت ...
پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!
همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
ساده زندگی کن
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.
خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن
می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و
سرشیر می دهی.
اما در مورد من چی؟ من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته
تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با
وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟
می دانی جواب گاو چه بود؟
جوابش این بود:
شاید علتش این باشد که
"هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
همیشۀ خدا هستند فروشندههایی که اگر کنارشان بنشینی، از اوضاع و احوال بد
روزگار میگویند و کسادی بازار و... فرقی هم ندارد اوضاع بیرونی چقدر مساعد
یا نامساعد باشد؛ گویا اوضاع درونی این فروشندگان همیشه حولِ بد بودن
بازار دور میزند. بهنظر شما این نوع فروشندهها چه خصوصیاتی دارند؟
تعدادی از آنها را برای شما در ادامۀ مطلب فهرست کردهایم. لطفا با ما
همراه باشید...
۱ـ فروشندههایی که به مشتری خود سلام نمیکنند و تُرشرو هستند.
۲ـ فروشندههایی که پشت تلفن و هنگام صحبت با مشتری خود، لبخند نمیزنند.
۳ـ فروشندههایی که روی هر شیشۀ مغازۀ خود نوشتهاند: «لطفا تکیه ندهید»،
«لطفا دست نزنید»، «لطفا با خوراکی وارد نشوید»... انگار که نوشته باشند:
«کلا وارد نشوید!»
۴ـ فروشندههایی که روی همۀ جنسهای مغازهشان نوشتهاند: «لطفا دست نزنید.»
۵ـ فروشندههایی که وقتی خریدار از آنها میخواهد جنسی را نشانشان بدهد، میگویند (معمولا هم با لحنی تُند): «اگر میخری بیارم!»
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب هایا طراف ژاپن سالهاست که ماهی
تازه ندارد.بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن،قایق های ماهی گیری
بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی
تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.اگر
بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهیها دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه
این ماهی را دوست نداشتند.برای حل این مسئله، شرکت های ماهیگیری فریزرهایی
در قایق هایشان تعبیه کردند.آنها ماهی ها را می گرفتند آنها را روی دریا
منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد
کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.اما ژاپنی ها
مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست
نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزنهایی را در قایق ها کار گذاشتند و
ماهی را درمخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس ازکمی تقلا آرام می شدند
و حرکت نمی کردند.آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند.متاسفانه ژاپنی ها
مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی
ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.باز ژاپنی ها
مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های
ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.آنها چطور می توانستند
ماهی تازه بگیرند؟اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید، چه پیشنهادی می
دادید؟ ثروت زیاد به محض اینکه شما به اهدافتان می رسیدمثلاً " یافتن یک
همراه فوق العاده خوب ،تأسیس یک شرکت موفق، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز
دیگر "ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن
تمایل نداشته باشید.شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که
پولشان را به راحتی از دست میدهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می
رسد و هرگز موفق نمی شوند و ملاکین واجاره داران خسته ای که تسلیم مواد
مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید.این مسئله را "رون هوبارد" در اوایل
سال های۱۹۵۰دریافت:"بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به صورت عجیبی
پیشرفت می کند. "
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
معمولی بودن میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد در زندگی. مثلن؟ شاگرد
معمولی بودن. قیافه معمولی داشتن. دونده معمولی بودن و نقاش معمولی بودن و
بلاگر معمولی بودن و معمولی ساز زدن و معمولی رقصیدن و دوست پسر معمولی
داشتن. منظورم از معمولی همان است که عالی نیست، اما هست. فرهنگ ایده آل
گرایی تیغ دولبه ایست که می تواند آدمها را شهید کند. من مثلن. بعد از
سالها نقاشی کشیدن و در سایه روشن ذغال روی کاغذ کاهی غرق شدن و حلقه های
گرد آبرنگ را با عشق بوییدن، شب تا صبح بالاسر نقاشی نشستن و صبح بوم ها را
خیس خیس به دیوار زدن و از ته سالن تماشاشان کردن؛ روزی که فهمیدم در
نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه کنارش گذاشتم. وقتی همکلاسی دبیرستانم در
عرض دو دقیقه با مدادنوکی بی جانش خانم مان را با آن دندان های موشی و
شلخته ی موهای فر کنار گوشش که از مقنعه چانه دار میزد بیرون کوبید کنار
طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از معلم مان
بکشم. حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نابغه بود و تمرین و ممارست من
خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت
معمولی بودن را تحمل نکنم. ضعیف بودم آن روزها. دنیایم آنقدر کوچک بود که
با بیشتر شاخص ها "ترین" بودم و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می
کند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !
دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست . . .
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
عاريف بسيار زيادي از سياست در سازمان وجود دارد. برخي از ديدگاه ها سياست
سازماني را به عنوان استفاده از قدرت، براي نفوذ در فرايندهاي تصميم گيري و
يا اطمينان حاصل کردن از آن که رهاوردهاي يک وضعيت براي يک شخص قدرتمند
مطلوب مي باشند، تعبير مي کنند. همچنين سياست در سازمان به عنوان فرايند
ساخت ائتلاف براي دستيابي به کنترل بر روي يک موقعيت و تضمين يک رهاورد
مثبت براي ائتلاف تعريف شده است (KACMAR & FERRIS, 1993).
در سازمانها سياست يك واقعيت زندگي است. آنان كه نتوانند متوجه رفتارهاي
سياسي بشوند نمي توانند اين واقعيت را درك كنند كه سازمان يك سيستم سياسي
است. اگر امكان داشت همه سازمانها و گروههاي رسمي موجود در درون سازمانها
با اين خصوصيات تعريف شوند دنيا گلستان مي شد: حامي و پشتيبان، هماهنگ، بي
غرض، بدون نظر شخصي، مورد اعتماد و اطمينان، ياري دهنده، خيرخواه و داراي
روح تعاون و همكاري.
يك ديدگاه غيرسياسي مي تواند ما را هدايت كند تا متقاعد شويم كه كاركنان و
اعضاي سازمان هميشه در جهت تامين هدفهاي سازمان گام برميدارند و بدانگونه
رفتار مي كنند. برعكس يك ديدگاه سياسي موجب خواهد شد تا بسياري از چيزهايي
را كه مي بينيم به صورت نوعي رفتار نامعقول و بدون منطق در سازمان
بپنداريم. بر همين اساس مي توان استدلال كرد مثلا چرا كاركنان و اعضاي
سازمانها، اطلاعات را نزد خود نگه ميدارند و مي كوشند تا آنها را پنهان
نمايند، ميزان توليد و بازدهي خود را محدود مي كنند، درباره موفقيتهاي خود
تبليغات زيادي مي نمايند، شكستهاي خود را پنهان مي كنند، در آمار و ارقام
مربوط به عملكرها دست مي برند تا وجهه بهتري به خود بدهند و دست به كارهاي
مشابهي ميزنند تا بتوانند اثربخشي و كارآيي سازمان را بسيار عالي نشان
دهند. در اين مقاله تلاش مي شود تا با ارائه استدلالهاي علمي به مدیریت
رفتار سیاسی در سازمان پرداخته و از ديدگاه برخي كه سياست را به معني گول
زدن، حيله گري، تفرقه افكني و ... ناميده اند را به تعيين مسئوليت، واگذاري
اختيارات، افزايش كارايي و ... كه همان مديريت موفق است تعريف نمود. در
واقع سياست هم مثل زيبايي در چشم بيننده قرار دارد. اگر رفتار سياسي بطور
صحيح مديريت شود مي تواند ثمرات باارزشي را براي سازمان و افراد به ارمغان
بياورد. اين مقاله داراي يك قسمت نتيجه گيري است كه راهبردهايي را براي
مديريت رفتار سياسي عنوان نموده است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
دوازده روش خارقالعاده برای رهایی از افکار منفی و تبدیل آنها به افکار مثبت
بعد از کتاب جنجالی و پرفروش «قورباغه را بخور» برایان تریسی کتاب جدیدی عرضه کرده که
به داشتن زندگی شاد و کنار گذاشتن احساسات منفی میپردازد
چگونه برخی از ترسها ما را از پیشرفتهای بزرگ باز میدارد؟
چگونه عصبانیت را کنار بگذاریم؟
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
انديشه اش بسيار متحرک و پوياست –ذاتا متذکر وبه ياد خداست –علم و دانشش فراوان –بردباريش بزرگ
خوش برخورد در کشمکش –بزرگوار در بازگشت و پذيرش –سعه صدرش از همه بيشتر –و نفسش از همه خاکسار تر است
خنده اش تبسم -گرده هماييش براي تعلم و يادگيري –تذکردهنده به غافل- و آموزنده جاهل است
به کسي که آزارش مي کند آزاري نمي رساند – و در آنچه به دردش نمي خورد وارد نشود و هيچ کس را به مصيبتي سرزنش و شماتت نمي کند
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
چه مقدار از آنچه ما واقعيت می پنداريم، واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست؟
اکثر ما در مواجه با شرایط و محدودیت هایی که به هر دلیل به ما تحمیل شده
اند بعد از مدتی ، توان مقابله و مبارزه ی خود را از دست می دهیم .
گویا همه ی آنها را می پذیریم و شرایط و محدودیت ها را با وجود تمام بدی هایشان ، غیر قابل گریز تلقی می کنیم .
چاره ای جز تسلیم شدن نمی بینیم و بدون توجه به اثرات ناخواسته ی آنها حضور آن شرایط یا محدویت ها می پذیریم .
کم کم به روزهایی نزدیک می شویم که وقتی از بیرون به شهر تهران وارد می
شویم ، مشاهده ی هاله ی دود و آلودگی هوا حتی به چشم ممکن است ...وارد شهر
می شویم به آن عادت می کنیم و فراموشش می کنیم . گویا آلودگی صوتی و آلودگی
هوا جزیی از زندگی همه ی ماست !
اما این آلودگی ها حتی وقتی ما فراموششان کرده ایم به نابودن کردن سلامت ما ادامه می دهند ..
و همه ی ما بخاطر آنکه آلودگی هوا و آلودگی صوتی را واقعیت تلقی کرده ایم و
حضور آنرا پذیرفته ایم دیگر برای مبارزه و رفع آن تلاشی نمی کنیم !
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
با چه کسی کار کنیم
وقتی مسئله را درست تعریف کنید، تمام حواس شما به سمت حل آن معطوف میشود.
در چنین شرایطی شانس بیشتری برای همکاری با آدمهای درست در زمان درست را
خواهید داشت. کارشناسان یا مشاوران درست را براساس نیاز واقعی خود
میتوانید شناسایی کنید.
تغییر بالافاصله رخ نمیدهد
از زمانی که تصمیم به ایجاد تغییر در سازمان یا حتی در شرایط شخصی خود
میگیرید، نمودار کارایی افت میکند. تغییر یک اتفاق انقلابی نیست. تغییر
در طول زمان رخ میدهد، بنابراین باید صبر کرد و قدم به قدم جلو رفت.
باور مدیر ارشد به تغییر
اگر باور مدیر ارشد به تغییر وجود نداشته باشد، تغییری رخ نخواهد داد. حمایت از تغییر یعنی باور به آن با تکتک سلولها.
میزان کارایی آدمها وابسته به جایگاه کاری آنهاست
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
«این کار رو نکنیها! آبرومون میره.» «با این کارِت آبروم رفت!» «مهمان
آمد آبروداری کردیم.» ...چنین جملههایی را زیاد میشنویم؛ جملههایی شامل
واژه «آبرو». آبرو واژهای است که در میان ما ایرانیان بسیار استفاده می
شود. بیاییم از خودمان بپرسیم چرا «آبرو» اینقدر برای ما ایرانیها مهم
است؟ آیا واقعا مهم است، یا اینکه ما بر اساس باورهای نادرست آن را بیش از
حد مهم و حیاتی میدانیم؟
من از شما دعوت میکنم در خانوادهتان، در جمع فامیل و دوستان، این نوع
مسائل و پرسشها را مطرح کنید تا همه دربارهاش اظهار نظر کنند. به گفتهها
و دیدگاههای دیگران گوش کنید. در فکر درستی یا نادرستی دیدگاهها نباشید؛
فقط آنها را بشنوید و از تنوع دیدگاهها درباره یک موضوع آگاه شوید.
بگذارید ذهنتان درباره یک موضوع باز شود. چنین کاری، بسیار مفید است و از
وقتگذرانی بیهوده جلوگیری میکند.
اما این آبرو چیست که ما تا این حد برایش اهمیت قائلیم؟ در پاسخ باید گفت:
چیزی که ما آن را «آبرو» مینامیم، در بیشتر مواقع به معنای «تایید
دیگران» است. یعنی اگر میگوییم: «آبرویم نرود»، منظورمان این است که
اعتبارمان نزد دیگران خراب نشود. به عبارت دیگر، «آبروداری» در جامعه ما به
این معنا جا افتاده که دیگران ما را نفی نکنند؛ ما را بپذیرند و تاییدمان
کنند.
در مشرقزمین و بهویژه در کشور خودمان، مردم به «آبرو» و «آبروداری» بسیار
اهمیت میدهند. یک دلیل این قضیه آن است که به دلیل شیوه تربیتمان از
کودکی تا مدرسه و...، به نظر دیگران دربارۀ خودمان خیلی اهمیت میدهیم.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
گلن هایمسترا بنیانگذار و صاحب پایگاه اینترنتی future.com است. یک
آیندهشناس در سطح بینالمللی، که برای دو دهه به ارائه مشاوره به سازمانها
و موسسات دولتی و غیر دولتی پرداخته است. او در سال ۲۰۰۶ کتابی با عنوان
«تبدیل آینده به فرصت» توسط انتشارات جان وایلی (John Wiley) منتشر کرد.
قبل از آن نیز در خلق اثری تحت عنوان «رهبری استراتژیک: دستیابی به آینده
مطلوب» همکاری داشت.
مقاله حاضر منتخبی از سخنرانی گلن هایمسترا است که در کنفرانس NADCA CEO
2006 در قالب دو بخش ارائه شده است. در حالیکه بخش اول مروری بر تمایلات
شکل دهنده آینده دارد، بعضی از مدلهای برنامهریزی که میتواند در برآورد
فرصتها و چالشهای آینده مؤثر باشد، در بخش دوم مطرح شده است.
بخش اول
در سال ۱۹۹۳، روی جلد مجله فرچون داستانی مصور چاپ شد که به طور خاص یک اثر
هنری هوشمندانه به شمار میرفت. در این تصویر بیننده شاهد سه دایناسور
مکانیکی بود که نام این سه شرکت بر پلاکهای آنها دیده میشد: Sears، IBM و
General Motors. به این ترتیب طراح خاطر نشان میساخت که حتی این سه شرکت
با عظمت مانند دایناسورها در معرض خطر انقراض قرار دارند.
در فضای تجاری قرن بیست و یکم هر شرکتی و هر رهبری با این سوال مخاطره آمیز
مواجه است: «چگونه میتوان از آیندهای شبیه یک دایناسور آنطور که روی
جلد مجله فرچون نشان داده شده است خودداری کرد؟»
پاسخ به این سوال در پس مدلهای ذهنی، مهارت در دوراندیشی نسبت به آینده و
تبدیل درسهای گرفته شده از این دوراندیشی به واکنشهای فوری و هوشمندانه
نهفته است. داشتن دوراندیشی به معنای بازنگری مفهومی در برنامهریزی
استراتژیک، کشف نیروهای شکل دهنده آینده و اعمال ابزاری خاص در اخذ تصمیم
استراتژیک به نحوی موثر است. اگر شرکتی این رویه را دنبال کند، این شانس را
خواهد داشت که نه تنها مغلوب آینده نشود، بلکه خود شکل دهنده آن نیز باشد.
شرکتی که به این نحو عمل میکند کشف مینماید که چگونه میتوان آینده را
به فرصت مبدل ساخت.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مشهور است در محله چينينشين رم در ايتاليا، هيچ چيني نميميرد. در اين
محله، جنازه هر چيني مرده را بهسرعت گموگور ميكنند تا گذرنامه و مدرك
شناسايياش را به چين بفرستند و با آن مدارك، چيني ديگري وارد ايتاليا شود.
پليس و اداره مهاجرت ايتاليا ماندهاند چه كنند. تا معمولشدن آزمايش DNA
براي مسافران، تشخيص چيني شصت هفتاد ساله متوفي از چيني چهل پنجاه ساله
تازهوارد براي ماموران فرودگاه ناممكن بهنظر ميرسيد. احوال اقتصاد ايران
نيز بر همين منوال است. هر بلايي بر سرش ميآورند، انگارآب از آب تكان
نخورده. به خيال خود بهسرعت جنازه را گموگور ميكنند تا آثاري از متوفي
به جاي نماند، غافل از آنكه در اقتصاد، دشوار بتوان چيزي را براي مدتي
طولاني پنهان كرد. بالاخره، بوي تعفن جنازه بلند ميشود. ذکر دو نمونه در
این جا كفايت ميكند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
دکتر شهیندخت خوارزمی درگفتوگویی با ماهنامه مدیریت ارتباطات به اهمیت ICT
و فرصتی که فضای مجازی برای دورزدن تحریمها به ایران میدهد اشاره
میکند.
*اگر بدانیم که بدون علم نمیتوانیم امور را اداره کنیم، برای مدیریت
پیامدهای منفی آن آماده میشویم. بحث من این است که در این باره تکلیفمان
را روشن نکردهایم. نگاه کنید به سیاستهای آموزش عالی و چرخشها و نوسانات
عجیب و غریبش یا در زمینهICT که با وضوح بیشتری این بلاتکلیفی را
میبینیم. هنوز پس از 30 سال نمیدانیم علم و تکنولوژی اهرم توسعه هستند یا
تهدید.
*نسل جدید موبایلها یک نسل هوشمند است و پیشبینی شده در سال 2025 به جایی
میرسیم که دو مسأله مطرح خواهد بود: یکی درونیشدن تکنولوژی در رابطه با
انسان یعنی ابزارهای هوشمند در بدن انسان کار گذاشته میشوند که باعث
میشود قابلیتهای مختلف انسان تقویت شود. من در این مورد بحث نمیکنم. بحث
دیگر این است که ابزارهای ICT که از آنها در زندگی روزمزه در خانه و محل
کار استفاده میکنیم، هوشی چندین برابر انسان پیدا خواهند کرد. حتی بعضی
اعتقاد دارند ما با ابزارهایی کار خواهیم کرد که از خودمان چندین هزار
برابر باهوشترند. حتی این امکان وجود دارد که همین ابزارهای هوشمند را در
مغزتان کار بگذارید و قابلیتهای ذهنیتان را ارتقاء بدهید. حال سؤال اصلی
این است که تکلیف انسان چه میشود؟ به جایگاه واقعی خودش باز میگردد؟ این
جایگاه کجاست؟ شاید برای اولین بار در طول تاریخ انسان فرصت کند در جایگاه
واقعیاش قرار بگیرد. جایگاه واقعی انسان کجاست؟
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
از خداوند بخواهیم قبل از آنکه نعمتی را بر ما ارزانی دارد ظرفیت پذیرش نعمت را بما عطا نماید.
يكى از بهترين دروازه بانان فوتبال جهان دروازه بان تيم ملى اسپانيا كه در
رئال مادريد صاحب ركوردهاى عجيب و غريبى شده، هفته قبل كارى كرد كه قلب
همه انسان هاى عاطفى را لرزاند.
ظاهراً «ايكر» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به يك رستوران رفته بود كه
در آنجا با يك نوجوان ۱۳ ساله كه دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود، پسرك
بيمار به محض ديدن دروازه بان افسانه اى اسپانيا به سراغ او مى رود و مى
گويد:
«آقاى كاسياس ... در روز بازى با پرتغال، تو به اين خاطر موفق شدى پنالتى
ها را دريافت كنى كه من و بقيه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنايى، برايت
دعا كرديم!»
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
داستان تغييرات قميت ارز و اثرات آن در كسب و كار شركتها، شركتهاي كوچك يه
جور و شركتهاي بزرگ جور ديگر، داستاني است كه همه كم و بيش از آن مطلعيم.
ميدانيم كه يكي از نقشهاي رهبران سازمانها تغيير تهديد ها به فرصتهاست.
راستي از اين تهديد چه استفاده اي ميتوان كرد؟
وقتي قيمت ارز بالا ميرود، يعني (متاسفانه) ارزش ريال پلئين ميآيد، يعني در
مقياس جهاني حق الزحمه هاي ما به شدت نزول ميكند، اين خيلي خوب نيست.
عواقب منفي هم زياد ميتواند داشته باشد، اما از اين تغيير چه استفاده اي
ميتوان كرد؟
به نظرم بهترين استفاده در بعد صادرات است. بايد بتوانيم به سرعت به سمت
بازارهاي حارجي حركت كنيم، اكنون اگر ما پروژه اي با 20 ميليون انجام
ميداديم، به فرض ثابت نگه داشتن هزينه هاي داخلي در يك ماه اخير، قيمت
پيشنهادي ما به طرفهاي حارجي ميتواند به يك سوم تقليل يابد، اگر محصول خوبي
داشته باشيم، ميتوانيم قيمت را نصف كنيم، و بقيه را سود اضافه تلقي كنيم،
يا مثلا در توسعه بازار و تحقيق بازار سرمايه گذاري كنيم.
ميدانم كه موانع زياد است، خيلي هم زياد است، از مشكلات دريافت
پول،مذاكره، جلب اعتماد طرف مقابل و ... اما دوستان عزيز اوضاع اقتصاد
خارجي هم آن قدر بد است كه از 10-20 درصد تخفيف هم به شدت استقبال ميشود،
چه رسد به 200-300 درصد كاهش هزينه!
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت
اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم
گفت این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر
کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به
همه میرسد."
مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکییکی
از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی
نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب
هر کسی یک گردو برمیداشت و پی کار خود میرفت. مردی که خیلی احساس زرنگی
میکرد با خود گفت: "نوبت من که رسید دو تا گردو برمیدارم و فرار میکنم.
در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمیرسد."
او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابهلای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه
گردوهایشان را گرفتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و
بر دوش خود گذاشت و گفت: "من از همان اول گردو نمیخواستم این سبد ارزشی
بسیار بیشتر از همه گردوها دارد." این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود
شد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی
کند.دستان پیرمرد میلرزید،چشمانش تار شده بودو گام هایش مردد و لرزان بود.
اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع میشدند،اما دستان لرزان
پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی
ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می
گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت.پسر و عروسش از آن همه
ریخت و پاش کلافه شدند.
پسر گفت: ” باید فکری برای پدربزرگ کرد.به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن
پر سر و صدا و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام.” پس زن و شوهر برای
پیرمرد، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند.در آنجا پیرمرد به
تنهایی غذایش را میخورد،در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان
لذت میبردند و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف راشکسته بود حالا درکاسه ای
چوبی به او غذا میدادند.
گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند هم چنان که
در تنهایی غذایش را می خورد چشمانش پر از اشکاست.اما تنها چیزی که این پسر و
عروس به زبان می آوردند تذکرهای تند و گزنده ای بود که موقع افتادن چنگال
یا ریختن غذا به او میدادند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد و … چه فرقی دارند وقتی ما خودمان مردمان آگاه و درستی نیستیم؟
یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش
علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار
گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبهی نخست جستجوی سکس … چرا باید در پی یک
زمامدار رویایی باشد؟
من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر
کسی که میآید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه
کنند :
اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست کم یک روز در میان) حمام بروند.
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات!
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان
به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی
تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم
تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
در 28 مرحله میلیاردر شوید!
همیشه انسانهای هوشمند دنبال راهی هستند تا سریعتر به ثروت برسند و به
اصطلاح پول و داراییشان را چند برابر کنند. یکبار به بازار بورس هجوم
میآورند و یکبار به طلا و ملک!
اما در همه این موارد یک عده پیشتاز هستند و بقیه دنبالهروی آنها! همیشه
آدمهای پیشتاز که ریسک میکنند در اطراف خود و توسط اطرافیان بهخوبی رصد
میشوند تا هر کاری که میکنند و هر جایی که پولهای خود را سرمایهگذاری
میکنند، بقیه نیز از آنها پیروی کنند.
اما چه نیروی محرکی در این افراد پیشتاز وجود دارد که باعث میشود تا همیشه
ذهن آنها در پی یافتن راهی جدید برای پولدرآوردن باشد؟ در این مقاله
میخواهم راهی را به شما معرفی کنم که مانند یک بازی شیرین میتواند نیروی
قوی برای رانده شما به سمت پولدرآوردن باشد
این ایده اولین بار توسط استوارت گلد اسمیت نویسنده كتابهای معروف،
بینالمللی و پرفروش 'The Midas Method'و «هفت راز میلیاردرها» در کتابی با
عنوان Double You چگونه در بیست و هشت مرحله و با روش دوبرابر کردن پول به
یک میلیون برسیم.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
شيوانا به همراه تعداد زيادى از شاگردان خود صبح زود عازم معبدى در آنسوى
کوهستان شدند. ساعتى که راه رفتند به تعدادى دختر و پسر جوان رسيدند که در
کنار جاده مشغول استراحت بودند. دختران و پسران کنار جاده وقتى چشمشان به
گروه شيوانا افتاد شروع کردند به مسخره کردن آنها و براى هر يک از اعضاى
گروه اسم حيوانى را درست کردند و با صداى بلند اين اسامى ناشايست را تکرار
کردند. شيوانا سکوت کرد و هيچ نگفت.
وقتى شبانگاه گروه به آنسوى کوهستان رسيدند و در معبد شروع به استراحت
نمودند. شيوانا در جمع شاگردان سوالى مطرح کرد و از آنها خواست تا اثر
گذارترين خاطره اين سفر يک روزه را براى جمع بازگو کنند. تقريبا تمام اعضاى
گروه مسخره کردن صبحگاهى جوانان کنار جاده را به شکلى بازگو کردند و در
پايان خاطره از اين عده به صورت جوانان خام و ساده لوح ياد کردند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پيتر دراكر مي نويسد:مؤسسهي بازرگاني فقط دو وظيفه دارد: بازاريابي و
نوآوري؛ چرا كه بازاريابي و نوآوري، توليدكنندهي نتايج هستند و بقيهي
فعاليتها هزينهآورند. اما مديران ارشد شركتها و صاحبان كسب و كار از
كاركرد واحدهاي بازاريابي رضايت چنداني ندارند و تقريباً بخش عمدهاي از
وقت و كوششهاي خود را صرف بازاريابي ميكنند. آنها انتظار دارند كه بخش
بازاريابي با چالشهاي اصلي شركت برخورد فعالانهتري داشته باشد و فراتر از
چارچوبهاي سنتي 4پي، به كشف فرصتها و تهديداتي اقدام كند كه موجوديت
كسبوكارشان را تهديد ميكند.
اين چالشها خصوصاً براي مديران و صاحبان كسبوكار در ايران نسبت به
همتايانشان در ساير كشورها بسيار بيشتر است؛ چرا كه ما با تحريمها و
فشارهاي سخت و روزافزون دشمنان نظام روبهرو بوده و هر روز به گونهاي با
چالش مهم و جديدي روبهرو ميشويم؛ چالشهايي كه نه تنها فراتر از حيطهي
كنترل مديران به روندها و رويدادهاي بازار شكل ميدهند بلكه، حتي مسئولان
كشور هم در بسياري موارد براي مديريت كردن آنها با مشكلات زيادي روبهرو
ميشوند، مشكلاتي كه به آشفته كردن بازار ارز، بازار كالا، بازار پول و
سرمايه منجر شده و ميزان تلاطم و نوسانات محيطي را افزايش ميدهد. يقيناً
در چنين شرايطي، با روشهاي مرسوم توصيه شده در كتابهاي درسي بازاريابي
نميتوان مديريت اثربخشي در اين محيط پيچيده و آشوبناك داشت و ضرورت دارد
كه راهبردهاي جديدي متناسب با اين شرايط تدوين كنيم.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
چرا ایرانیها چاق و مریض میشوند؟ رفتار غذایی ایرانی نه از مواهب سنت
برخوردار است و از منافع غذاهای مدرن، و البته معایب و آفتهای هر دو را هم
دارد، این وضعیت باعث شده است بیماریهای قلبی و عروقی و گوارشی و بدنهای
چاق ارمغان این وضعیت برای ایرانیان باشد.
عادت غذایی ایرانیان نیز همانند دیگر ابعاد زندگی آنها، ملغمهای از سنت و
مدرنیسم است، این رفتار غذایی که نه از مواهب سنت برخوردار است و از منافع
غذاهای مدرن، و البته معایب و آفتهای هر دو را هم دارد، این وضعیت باعث
شده است بیماریهای قلبی و عروقی و گوارشی و بدنهای چاق ارمغان این وضعیت
برای ایرانیان باشد.
نوشتار زیر، به بررسی علمی رفتار غذایی مرسوم ایرانی پرداخته است
١) زرشک پلو با مرغ و باقلا پلو با ماهی
هر دوی این غذاها، بسیار سرد هستند و به مرور زمان در صورت مصرف زیاد، غلظت
خون ایجاد کرده و مقدار زیادی اخلاط نابجا و مضر بلغم و سودا در بدن تولید
میکنند. ماهی، مرغ، برنج، زرشک، باقلا، روغن نباتی همگی سرد و بلغم زا
هستند. حال اگر همراه این غذاها، سالاد، ماست یا ترشیجات هم مصرف گردد،
مشکل چند برابر خواهد شد. در صورت مصرف چنین غذاهایی، حتما بایستی ادویهها
و مواد غذایی گرم مثل فلفل سیاه، زنجبیل، آویشن، سیاه دانه، عسل، کنجد و
خرما مصرف نمایید.
٢) خوردن ماست و دوغ همراه با غذاهای گوشتی
مصرف همزمان ماست و غذاهای گوشتی، یکی از ممنوعات طب سنتی به حساب میآید.
طبق گفته حکما، مصرف همزمان ماست با غذاهای گوشتی علاوه بر این که تولید
بلغم میکند، موجب فساد گوشت در معده و در برخی موارد بروز لک و پیس
میشود.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
روزی لویی شانزدهم در محوطه ي کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی راکنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم!
لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ي قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده من هم به همان روال کار را ادامه دادم! مادر لویی او را صدازد وگفت من علت را میدانم،زمانی که تو 3سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود! و از آن روز 41 سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند!
فلسفه ي عمل تمام شده، ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد!
آیا شما هم این نیمکت را در سازمان خود مشاهده میکنید؟
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
همه می دونید که بیماری جزام ذره ذره گوشت و تن را می خوره و یهو می بینید
که یکی یک طرف از صورتش کاملا ریخته و نه لپ داره نه گونه ....و از بیرون
صورت دندوناش معلومه ....یا یک تیکه از استخوان دستشون معلومه و گوشتاش همه
ریخته ....بیمارای جزامی چهره های خیلی خیلی دردناکی دارند .طوری که هر
کسی نمی تونه بهشون نگاه کنه ....
الان این افراد خیلی کم شدن و جلو این بیماری داره گرفته میشه ... یه دهکده
ای است نزدیک تبریز که اون ادمها را توش نگه داری می کنند ....باورتون
میشه وقتی در خواست دادن برای این که چند تا پرستار استخدام کنند تا به
اونها غذا بده هیچ کس حاظر نشد ...چرا خیلی ها اومدند تا کار کنند ولی وقتی
از نزدیک اون جا را دیدند همه جا زدند .....
در خواست را جهانی دادند .....چند تا راهبه از فرانسه و ایتالیا بلند شدند اومدند واسه پرستاری از این ادما ....
چند تا راهبه !!! اون هم از کشور های دیگه ! .
به هر حال ...
داستان از اون جایی شروع میشه که ...
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پروفسور حسابی؛ ملقب به پدر فیزیک ایران بعد از ملاقاتی كه با انیشتین
داشتند و پس از آنكه انیشتین به ایشان نوید می دهند كه نظریه شما در آینده
ای نه چندان دور، علم فیزیك را در جهان متحول خواهد كرد، به پروفسور
پیشنهاد می دهد كه برای تكمیل نظریه خود در آزمایشگاه مجهز دانشگاه شیكاگو
به كار خود ادامه دهد. در ادامه ایمیل خاطره ای بسیار آموزنده از ایشان در
دانشگاه شیکاگو نقل شده كه هر ایرانی را به فكر وا می دارد. امیدوارم شما
دوستان هم فرصت خوندنش رو از دست ندهید ...
دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد و معتبر آن بود.
من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند.
از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این
اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و
اساتید، فراهم کرده بودند.
نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک
نمونه از آن مربوط به میزی می شد که در آن آزمایشگاه به من داده بودند. این
میز کشوی کوچکی داشت.
از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم و با کمال تعجب، چشمم به یک دسته چک
افتاد. دسته چک را برداشتم و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است!
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
( 7 دليل پنهان كه پول هيچيك از آنها نيست )
جرقه هاي تصميم قطع ارتباط چه زمان در ذهن كاركنان پديد مي آيد؟
بعد از اينكه ...
• براي ارتقاء در سازمان ناديده گرفته مي شوند
•درمي يابند كه شغلشان مطابق انتظاراتشان نيست
•از زمزمه هاي انتقالشان به بخش هاي ديگر سازمان آگاهي مي يابند
•با خواسته انجام كاري غيراخلاقي مواجه مي شوند
•با آزار جنسي يا تبعيض نژادي روبرو مي شوند
•از تبعيض در پرداخت حقوق و مزاياي مشاغل مشابه خود در سازمان آگاهي مي يابند
•احساس مي كنند اختياراتي ناچيز و بي اهميت در شغل خود دارند
•با رئيس خود به اختلاف نظر مي رسند
•با همكاران خود به تعارض مي رسند
•در ارزيابي عملكرد، به ناحق رتبه اي پائين كسب مي كنند ...
منبع : مدیریت دانش سازمانی – شماره 18
منبع واسطه : www.Modiriran.ir
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
داستانی است درمورد اولين ديدار "امت فاكس"، نويسنده و فيلسوف معاصر، از
آمريكا، هنگامی كه برای نخستين بار به رستوران سلف سرويس رفت.
وی كه تا آن زمان هرگز به چنين رستورانی نرفته بود، در گوشه ای به انتظار نشست، با اين نيت كه از او پذيرايی شود.
اما هرچه لحظات بيشتری سپری ميشد، ناشكيبايی او از اينكه ميديد پيشخدمتها كوچكترين توجهی به او ندارند، شدت گرفت.
از همه بدتر اينكه مشاهده ميكرد كسانی كه پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقابهای پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وی با ناراحتی به مردی كه بر سر ميز مجاور نشسته بود، نزديك شد و گفت: من
حدود بيست دقيقه است كه در ايجا نشسته ام بدون آنكه كسی كوچكترين توجهی به
من نشان دهد. حالا ميبينم شما كه پنج دقيقه پيش وارد شديد، با بشقابی پر از
غذا در مقابل من، اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين كشور چگونه
پذيرايی ميشوند؟
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پرستاری در یکی از بیمارستانهای استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در
شرف مرگ بوده، بر اساس گفتههای بیماران در آخرین لحظات عمر، عمدهترین
موارد پشیمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دستهبندی کرده است. بهگفتۀ وی،
متداولترین مورد پشیمانی افراد این بوده که «ای کاش آنقدر سخت و طولانی
کار نکرده بودم.»
این پرستار به نام «برونی ویر» آخرین گفتهها، آرزوهای بربادرفته و
حسرتهای این افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان
مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است بهنام «پنج پشیمانی
عمده در لحظه مرگ».
«برونی ویر» در کتاب خود اشاره میکند که اکثر افراد در لحظاتی که در
انتظار مرگ هستند، دید بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی
بهطور کلی پیدا میکنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با
توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.
ای کاش شهامت داشتم زندگی خود را به شکلی سپری کنم که حقیقتا دوست داشتم؛ و نه به شیوهای که دیگران از من انتظار داشتند.
این موضوع، یکی از عمدهترین موارد پشیمانی درمیان اکثر افراد بوده است.
وقتی که لحظات پایانی زندگی فرا میرسد، بسیاری از افراد بهروشنی
درمییابند که بخش عمدهای از آمال و آرزوهای خود را عملی نکردهاند. آنها
درمییابند که دلیل مرگ آنها تا حد زیادی به تصمیمهایی که در طول زندگی
گرفتهاند بستگی داشته است. سلامت شاید بزرگترین منبع آزادی و آزادی
انتخاب است؛ و معمولا افراد تا زمانی که زندگی آنها به خطر نیفتاده قدر این
نعمت را نمیدانند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
درس های زندگی حاصل برآیند تجربه های ما و اطرافیان مان است، مسلما پایانی ندارد و در هر سنی قابل یادگیری و تکرار است.
درس و مدرسه، موضوعات از پیش انتخاب شده و مشخصی هستند که بر پایه رشد
عقلانی و روانی هر گروه سنی و با دقت خاصی برگزیده شده اند، اما درس های
زندگی در طول زندگی اتفاق می افتند و به دنبال تجربه های تلخ و شیرین حاصل
می گردند، بنابراین سلسله مراتب ندارند و با اولویت خاصی آموخته نمی شوند.
درسهای زندگی حاصل برآیند تجربه های ما و اطرافیان مان است، مسلما پایانی
ندارد و در هر سنی قابل یادگیری و تکرار است.
در اینجا چند درس مهم اشاره شده است، شما می توانید درس هایی به آن بیفزایید:
از کاه کوه نسازید
بسیاری مواقع درگیر مسایلی می شویم که به خودی خود چندان اهمیتی ندارد، ولی
به خاطر نگاه قضاوت گر و بدبین ما مساله، پیچیده می شود و سختی هایی را
برای زمان حال و آینده ایجاد می کند.
زندگی می تواند غیرقابل پیش بینی باشد
آیا تاکنون این ضرب المثل را شنیده اید: «آمد به سرم از آنچه می ترسیدم»
گاهی اوقات در طول زندگی خود درگیر مسایلی میشویم که هرگز انتظارشان را
نداشته ایم و شاید دیگران را به خاطر آن موضوع مورد شماتت و انتقاد قرار
داده باشیم. همیشه، همه چیز آن طور که در تصور ماست پیش نمی رود، پس منتظر
غیرمنتظره ها باشیم. این نگاه به ما کمک می کند هنگام مواجهه با مسائل خاص
دچار شوک و بهت نشویم و نیز شرایط دیگران را بیشتر درک کنیم.
یکی از نامطلوب ترین کلمات در هر زبانی، کلمه «من» است
داشتن اعتماد به نفس و رضایت از خویشتن بسیار مطلوب است، اما دائما از خود
گفتن، از موفقیت های خود صحبت کردن و از خود متشکر بودن، بیشتر مشخصات یک
فرد ازخودراضی است تا یک فرد با اعتماد به نفس.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هیچکس دوست ندارد به عنوان کارمندی با کارآیی ضعیف شناخته شود. این مساله میتواند شرم آور، ناامیدکننده و گمراهکننده باشد.
برای بسیاری از ما اتفاق افتاده است که نتوانسته باشیم انتظارات سازمان را
برآورده نماییم. خوشبختانه برای غلبه بر ضعف در کارآیی افراد، راه حل وجود
دارد. با آگاهی، صداقت، خلوص نیت و حمایت میتوان حسن شهرت از دست رفته را
باز یافت.
متخصصان چه میگویند
جی ریچارد هکمن، استاد روانشناسی اجتماعی ورفتار سازمانی دانشکده ادوارد
پیرز در دانشگاههاروارد و نویسنده مجموعه «رهبری تیمها: آماده شدن برای
بهترین کارآیی ممکن» میگوید «افراد، اغلب خودشان هم نمیدانند که کارآیی
شان ضعیف است». گاهی اوقات، رییس یا هم تیمییا نماینده منابع انسانی به
شما میگوید که در حال درجا زدن هستید؛ طبق نظر هکمن، این گونه فیدبکها از
آنچه باید باشد کمتر است. فرقی ندارد که کارآیی ضعیف شما چگونه تشخیص داده
شود، توسط خودتان یا دیگران؛ مهم این است که تشخیص این مساله اولین قدم در
جهت رفع آن است. ژان فرانکو مانزونی، استاد رهبری و توسعه سازمانی مؤسسه
بینالمللیای ام دی و یکی از نویسندگان مجموعه «بیماری پیشروی به سوی
شکست: چگونه مدیران خوب باعث شکست افراد کارآمد میگردند» میگوید «ضعف
کارآیی موضوعی نیست که بتوان آن را پنهان کرد واگر بپذیریم که چنین ضعفی
داریم، میتوان برای آن چارهای اندیشید». به منظور بهبود کارآیی خود،
مراحل زیر را دنبال نمایید.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
بله درست خوانديد، موضوع فيل است. همان حيوان بزرگ، آيا شما در سازمانتان
فيل داريد؟ من هم وقتي اين عنوان را خواندم به اندازه شما تعجب كردم، اما
موضوع هم جالب است هم واقعي.
موضوع اين مطلب را از وبلاگ شيوه هاي تلاش ايده گرفته و نقل ميكنم، و متاسفانه نتوانستم از نويسنده آن هم اجازه بگيرم.
نويسنده ميگويد كه در تمام سازمانها فيلهائي به همان بزرگي وجود دارند كه
وقتي از كنار ما ميگذرند، احتمالاً پاي ما را هم لگد ميكنند و به ما صدمه
ميزنند، ما هم متوجه ميشويم و هيچ كاري نميكنيم.
او مثال ميآورد كه سقوط فضاپيماي Challenger حاصل عمل يكي از همين فيلها در
ناسا بوده است و براي اين ادعا، چند خط مينويسد. او ميگويد كه سالها
دانسته بود كه نقص مهمي در يكي از سيستمهاي اين فضا پيما هست، مدتها بود كه
مهندسين از بي كيفيتي در برخي بخشها گله داشتند، اما كسي براي اين فيل
كاري نكرد تا نتيجه اش انفجار اين فضاپيما شد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
یک فهرست روزانه (To-Do List) داشته باشید.
برای به پایان رساندن هر کار یک زمان مشخص تعیین کنید.
یک تقویم داشته باشید و بهکمک آن برنامههای آیندهتان را تنظیم کنید
.
یک وسیلهی سازماندهی برای مدیریت زمان داشته باشید که توانایی مدیریت
پروژهها، فهرستهای کاری و زمانبندیهای شما را داشته باشد (مثلا ابزار
مدیریت فعالیت Outlook.)
حواستان به موعدهای زمانی (Deadline) انجام کارها باشد.
یاد بگیرید که به خودتان و دیگران “نه” بگویید!
هدفتان را انجام دادن زودتر کار نسبت به موعد زمانی مقرر بگذارید (اینطوری شاید سر وقت کار را تمام کردید!)
برای از فعالیتهای روزانهی خود زمانبندی داشته باشید.
یک ساعت را جایی بگذارید که راحت آن را ببینید.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
هنر مخالفت
طبق طبقهبندی نویسنده، پایین هرم یعنی بیشترین و رایجترین نوع مخالفت،
دشنام دادن و وصله زدن و نام گذاشتن است. بعد از آن، به زیر سوال كشیدن
نویسنده است و اینكه حق نداشته یا حوزهاش نبوده كه این را بگوید، بدون
اینكه به منطق یا حرفش اشاره شود. بعد از آن انتقاد از لحن گفتار است باز
بدون اینكه به ابعاد و منطق مخالفت پرداخته شود. مرحله بالاتر از آن، تناقض
است كه مسالهیی در تناقض با مطلب طرح شده میآید اما باز استدلالی ندارد.
مرحله بالاتر، طرح كردن مساله مقابل با طرح و دلیل است كه از اینجا جدی و
مشخص میشود.
بعد ایرادها و اشكالها را در مرحله بعد پیدا میكند و چرایی آن را میگوید
و در مرحله بالای هرم، میتوان به منطق یا نتیجهگیری یا استدلال مطرحشده
ایراد گرفت و آن را رد كرد. شناخت این هرم از این نظر مهم است كه اگر در
محیط اجتماعی - اینترنتی بحث كنید، با طبقههای پایین هرم روبهرو میشوید
در نتیجه آمادگی آن را داشته باشید. اما اگر قرار است مخالفت كنید، هر قدر
به سه مرحله بالای هرم نزدیك شوید و بر اساس آن عمل كنید، گفتوگویی
سالمتر، نتیجهدارتر و بهتر خواهید داشت.
چگونه مخالفت كنیم؟
تا دو دهه پیش نویسندگان فقط مینوشتند و خوانندگان هم به خواندن بسنده
میكردند. اما در سالهای اخیر به ویژه در فضای مجازی این امكان فراهم شده
كه خوانندگان نظر دهند و در جلسات بحث و گفتوگو شركت كنند. اغلب افرادی كه
به موضوعی واكنش نشان میدهند، با آن مخالفاند. همانگونه كه انتظار
میرود موافقت با موضوع كمتر از مخالفت با آن مردم را به هیجان میآورد.
معمولا در موافقت حرف كمتری برای گفتن داریم؛ البته میتوانیم توضیح بیشتری
درباره گفته نویسنده بدهیم، اما احتمالا او پیشتر جالبترین جنبههای
نهفته در نوشتهاش را بررسی كرده و كاویده است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
ای مهربانترین آرامش عطایم کن
بارالهـــــــــــــــــا!
در پیشگاه تو ایستاده ام،
و دست هایم را به سوی تو بلند کرده ام، آگاهم که در بندگی ات کوتاهی نموده و در فرمانبری ات سستی کرده ام،
اگر راه حیا را می پیمودم از خواستن و دعا کردن می ترسیدم... ولــــــــــــــــــــی...پروردگـــــــــارم!
آنگاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا می خوانی،و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده می دهی،
برای پیروی ندایت آمدم، و به مهربانی های مهربانترین مهربانان پنــــــــــــــاه آوردم،
و بوسیله برترین زن، و فرزندانش، که پیشوایان و جانشینان اویند،
و به تمامی فرشتگانی که به وسیلۀ اینان به تو روی می کنند،
و در شفاعت نزد تو، آنان را که خاصان درگاه تو اند، وسیله قرار می دهند، به تو روی آورده ام،
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
از جمله كشورهاي مطرح در حوزه توسعه كارآفريني كشور هند ميباشد كه به
حمايت و ترويج همه جانبه اين مقوله در كليه عرصههاي اقتصادي و اجتماعي
پرداخته و حتي به انتقال تجارب خود به ساير كشورها و بهرهگيري از مزاياي
ارتباطات بينالمللي نيز اقدام نموده است.
در اين راستا مؤسسه ملي توسعه كارآفريني و كسب و كارهاي كوچك (NIESBUD) در
هند اقدام به برگزاري دورههاي آموزشي كارآفريني و توسعه بنگاههاي اقتصادي
در سطح بين المللي نموده است. مخاطبين اين مؤسسه كه يكي از مجريان
برنامههاي آموزشي و ترويجي دولت هند ميباشد مربيان، تسهيلگران بخش خصوصي و
دولتي و همچنين كارآفرينان ميباشند كه در توسعه فرهنگ كارآفريني در جامعه
نقش عمده را ايفا مينمايند. برنامه آموزشي «زنان و توسعه بنگاههاي اقتصادي
(WED) » يكي از دورههاي بينالمللي برگزار شده توسط اين مؤسسه ميباشد و
در دوبخش كارگاههاي آموزشي و بازديدهاي ميداني برگزار گرديد. روش اجرا در
اين دوره بر اساس برگزاري كارگاه توأم با تمرينهاي عملي به صورت فردي يا
گروهي، مطالعات موردي، بحث، بازي، شركت در سمينار و همچنين مشاهده نزديك از
طريق تورهاي مطالعاتي و بازديدهاي ميداني بودهاست.
محيط کارآفريني و کسب و کار در کشور هند
کشور هند بيش از يک ميليارد نفر جمعيت دارد که 1/26 درصد از اين جمعيت زير
خط فقر بهسر ميبرند. از اين بين حدود ۴۰٪ با درآمد کمتر از يک دلار در
روز، گذران زندگي مينمايند.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پورتفوليوها بارها در بعضي از نظامهاي آموزشي براي سازماندهي فعاليت؛هاي
آموزشي استفاده شده است و تعاريف گوناگوني از آن بيان شده است كه به برخي
از آنها اشاره ميكنيم:
1. پورتفوليو روشي است براي نشان دادن كارها، جلوه گر ساختن معلومات،
فعاليتي به عنوان ادامهي فراگيري و ايجاد يك ابزار شغلي كه شامل نمونه
كارها، گواهي مهارت و قابليت هاي اكتسابي و غيره... است.
2.براي ايجاد زمينهاي براي گفتگو و مذاكره، بازبيني و مرور و ارايه
بازخورد به آموزشيار، مربي، همكاران و دوستان؛ براي شرح و نمايش ميزان
پيشرفت و رشد و معلومات در گذر زمان .
بطور كلي پورتفوليو:
نرم افزاري اختصاصي براي پشتيباني از
1) مجموعه
2) انتخاب
3) تفكر و انديشه
4) ارتباط و اتصال است كه براي بسياري از اهداف گوناگون مانند:
· پيشرفت دانشجويان و سنجش و ارزيابي آنان. · توسعه و پيشرفت شغلي. ·
پيشرفت وترقي استعدادهاي فكري.· ارتباطات آموزشگاهي، يادگيري دراز مدت و يا
مادام العمر.· استخدام و پذيرش .· اعتباردهي، ادغام داده ها و تحكيم و
گزارش گيري مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
شما که تمایل دارید وزنتان را کاهش دهید و یا حداقل آن را کنترل کنید، آیا
از روشهای تکراری و بی فایده کاهش وزن خسته شده اید؟ این هشت استراتژی کم
کردن وزن ممکن است عجیب به نظر برسند اما در حقیقت کاملاً علمی می باشد. از
این ابزارهای ساده استفاده کنید تا بتوانید تناسب اندام خود را حفظ کنید.
اگر از چاقی ناخواسته رنج می برید سعی کنید این رازها را برای کاهش وزن
موفق، یاد بگیرید و بکار ببندید.
1. با دستی که معمولاً کار می کنید، غذا نخورید
یک
مطالعه جدید جالب روش مقابله ساده ای برای بدون توجه خوردن، که اغلب با
تماشای تلویزیون یا فیلم همراه می شود، ارائه می کند: فقط دستی را که با آن
غذا می خورید، عوض کنید. حالا کمتر می خورید. پژوهشگران یک بسته پاپ کورن
تازه یا پاپ کورن یک هفته مانده سرد، مرطوب و اسفنجی را به صورت رندم در
دست علاقه مندان به فیلم و تلویزیون دادند. آنها اغلب گفتند در طی تماشای
فیلمها پاپ کورن را چه تازه و چه مانده، تا آخرش خوردند. اما در آزمایشی
دیگر، دانشمندان دریافتند که وقتی از افراد خواسته شد برای خوردن از دست
دیگرشان استفاده کنند، 30 % کمتر خوردند.
2. به آینه نگاه کنید
در
حال خوردن، مقابل یک آیینه بنشینید. یک مطالعه جالب نشان داد که وقتی مردم
هنگام خوردن خودشان را تماشا می کنند، مصرف غذاهای پر کالری مثل پنیر خامه
ای پر چرب به حدود یک سوم کاهش می یابد. احتمالا به علت اینکه وقتی خود را
در حال خوردن می بینند رژیم و اهداف سلامتی را به یاد می آورند.
3. محیط غذاخوری را آبی کنید
از
ظرفهای آبی، دستمال سفره آبی، رومیزی آبی، حتی نقاشی های آبی در دیوارهای
اتاق غذاخوری یا لامپهای آبی استفاده کنید. طبق مطالعه ای در سال 2006 توسط
دکتر وال جونز (Val Jones) شرکت کنندگان جشن در اتاق با لامپ آبی، 33%
کمتر خوردند. این احتمالا به این علت است که در ذهن ما، رنگ آبی با غذاهای
مسموم و کپک زده همراه شده است، پس کمتر می خوریم. زرد و قرمز تاثیر عکس
این را دارند، به همین دلیل است که رستورانهای فست فود از رنگهای اشتها آور
و محرک استفاده میکنند.
4. بو بکشید
بو
کشیدن موز، سیب یا نعنا کمک می کند که وزن پایین بیاید! از 3000 نفر
خواسته شد که این کار را در طول مطالعه در بنیاد تحقیقاتی و درمانی Smell
& Taste در شیکاگو امتحان کنند. هر چه بیشتر آنها رایحه ها را بو
کردند، وزن بیشتری از دست دادند، از جمله آنهایی که بارها رایحه ها را
استنشاق کردند، در طول شش ماه مطالعه به طور متوسط 13.5 کیلوگرم وزن از دست
دادند. بعضی از شرکت کنندگان تا 8 کیلوگرم در ماه وزن کم کردند. ظاهراً با
بو کشیدن مکرر مغز فریب خورده و این احساس به وجود آمده است که ما واقعاً
غذا را خورده ایم.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..."
دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد،
به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایت انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: خدمتی برایتان انجام دهم؟ چه ؟ ..."
هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید،
چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.
به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید،
زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
"محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی
" ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم " . شوپنهاور
" آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند " . جرج برنارد شاو
" تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت " . لویی پاستور
"
کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز
خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی
همه عمرم بوده است " . نادر شاه افشار
"اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب
برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهارصد دلار پول می گذاره ولی
دوتا شرط داره. یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه
بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه
ای منتقل کنی. هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می
کنه. شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو
ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟»
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
با تو به درد دل مینشینم
ای همسایه!
تا شاید
آن حس انساندوستی و عدالت را
که به نامش
از قران آیه بر میگیری
و بهخاطرش
با دنیا به مجادله بر میخیزی
بر من تلاوت کنی و خود را در آن بیابی
وقتی اشغالگری بیگانه کشورم را به غارت برد
وقتی چمنزار سبز شهرم به خون پدر و صدها مثل او به لالهزاری مبدل گشت
وقتی به من گفتند که خدا و رسولی نیست که ما زادهی طبیعتایم
وقتی قلم را بر دستم نهادند و ناخنهایم را دانه دانه کشیدند
تا خاکم را به نامشان امضا کنم
با آخرین رمقهای مانده در تنم رها کردم
خانه و شهر و کشورم را
و با نفسهای آخر تا خاک تو خزیدم
به تو پناه آوردم
به تو پناه آوردم تا شاید مردانگی مرا در برابر ظلم بستایی
و با مردانگی خودت فرصت زندگی بدون ذلت را به من ببخشایی
زبانت با زبانم آشناست
و مذهبت با اعتقادم هماهنگ
پنداشتم که برادر منی
پنداشتم که در خاک خدا
که من و تو آن را با مرز تقیسم کردهایم
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را
بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک
دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده
بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر
مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.
پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه
آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به
بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر
بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
انگار باران چشمهای زن، تمامی ندارد. چندسال بعد…نمیدانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل! سید، دست به سینه از رواق خارج میشود.
نویسنده وبلاگ آجر کشی سیاست در آخرین پستش نوشت: چراغهای مسجد دسته دسته
روشن میشوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.
آقا سید مهدی که از پلههای منبر پایین میآید، حاج شمسالدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز میکند تا برسد بهش.
جمعیت هم همینطور که سلام میکنند راه باز میکنند تا دم در مسجد.
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش…
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
یک اتفاق خارج از انتظار :
رسید یک شکایت:
شكايتي از سوي يكي مشتريان به كمپاني رسيد . او اظهار داشته بود كه
هنگام خريد يك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطي خالي است .
2- اقدام اصلاحی برای جلوگیری از اتفاقی مشابه :
بلافاصله با تاكيد و پيگيريهاي مديريت ارشد كارخانه اين مشكل با گروهی
از مهندسین بررسي ، و دستور صادر شد كه خط بسته بندي اصلاح گردد و قسمت
فني و مهندسي نيز تدابير لازمه را جهت پيشگيري از تكرار چنين مسئله اي
اتخاذ نمايد . مهندسين نيز دست به كار شده و راه حل پيشنهادي خود را چنين
ارائه دادند :
ادامه مطلب
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مرداب به رود گفت: چه کردی که زلالی....؟ جواب داد: گذشتم
نردبان این جهان ما وُ منی ست عاقبت این نردبان افتادنی ست
لاجرم هرکس که بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
خانومي صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود
با خودش گفت: "هممم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت
و روز خوبی داشت!
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود
"هممم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت
...
پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود
"اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!
فریاد زد
ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن
ندارم!
همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
ساده زندگی کن ،
جوانمردانه دوست بدار ،
و به فکر دوست دارانت باش
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|
مهمترین وظیفه انسان از نظر علامه طباطبایى
ما کارى مهمتر از خودسازى نداریم
"ابدیت"؛ هستیم که هستیم.
"انما تنتقلون من دار الى دار"
انسان از بین رفتنى نیست، باقى و برقرار است، منتها به یک معنا لباس عوض مىکند.
+ ارائه شده   توسط اسلامي
|